![]() |
![]() |
|
| این وبلاگ برای انتشار مطالب رسیده به چشمان بیدار ایجاد شده است. |
ما هيچ وقت به اندازه دوران اشغال توسط آلمان ها آزاد نبوده ايم. ما همه حقوقمان و پيش از همه حق بيان را از دست داده بوديم. هر روز، رو در رو، به ما توهين مي شد و بايد سكوت مي كرديم؛ ما را دسته دسته تبعيد مي كردند، به نام كارگر، يهودي و زنداني سياسي؛ هر جايي، روي ديوارها، در روزنامه ها و بر پرده سينما، آن تصوير بي روح و دل به هم زني را مي ديديم كه جباران مي خواستند از خودمان به خوردمان بدهند: و، به خاطر همه اين ها، ما آزاد بوديم. از آن جايي كه به نظر مي رسيد زهر نازي در ذهن ما رخنه كرده است، هر انديشه صحيحي يك پيروزي به شمار مي آمد؛ از آن جايي كه يك پليس تمام عيار در پي آن بود كه ساكتمان نگه دارد، هر سخني اعلام دوباره اصولمان محسوب مي شد؛ از آن جايي كه از هر طرف احاطه شده بوديم، هر حركت ما ارزش يك تعهد را مي يافت. اوضاع و احوال غالباً دهشتناك مبارزه ما ، نهايتاً اين امكان را برايمان فراهم مي آورد كه، بدون نقاب و بدون حجاب، آن وضعيت بيقرار كننده و تحمل ناپذيري را زندگي كنيم كه شرايط انساني مي خوانندش. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 15:5 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
صدا می آمد صدایی مرموز و عجیب صدایی خفه و مضطرب صدایی که دور می شد و نزدیک می شد
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 11:20 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
به او گفتم: بنشینید«یولیا واسیلی اِونا»! میدانم که دست و بالتان خالی است امّا رودربایستی دارید و آن را به زبان نمیآورید. ببینید، ما توافق کردیم که ماهی سیروبل به شما بدهم این طور نیست؟ - چهل روبل. - نه من یادداشت کردهام، من همیشه به پرستار بچههایم سی روبل میدهم. حالا به من توجه کنید... شما دو ماه برای من کار کردید. - دو ماه و پنج روز - دقیقاً دو ماه، من یادداشت کردهام. که میشود شصت روبل. البته باید نُه تا یکشنبه از آن کسر کرد. همان طور که میدانید یکشنبهها مواظب «کولیا» نبودید و برای قدم زدن بیرون میرفتید. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 23:37 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 11:58 توسط مهستی شاهرخی |
|
![]() به بهانهی روز جهانی کودک و درخواست لغو مجازات اعدام «حفرهی سیاه» آنگاه که در شهر بیپدرمادری، کودکان درد، در کوچههای بغض و تنهایی سرگردانند، ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 18:31 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
برای آشنایی با زندگی و تئاتر و آثار برنار - ماری کولتس این برنامه رادیو فرهنگی فرانسه را بخوانید و بشنوید.
محمود مسعودی چند نمایشنامه از برنار - ماری کلتس را به فارسی برگردانده است: برنار ماری کُلتِس |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 9:59 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
صورتش از خشم گلگون بود و دستانش به زير پوششی از گرد پنهان بود ولی آخر کلاسيها لواشک بين خود تقسيم میکردند وآن يکی در گوشهای ديگر «جوانان» را ورق میزد. برای اينکه بيخود های و هو میکرد و با آن شور بیپايان تساويهای جبری را نشان میداد با خطی ناخوانا بروی تختهای کز ظلمتی تاريک غمگين بود تساوی را چنين بنوشت : يک با يک برابر است ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 9:1 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
سال گذشته، کلود لوی استروس نویسنده و پژوهشگر و انسان شناس مشهور، در چنین ایامی صد ساله شد و به همین مناسبت برایش بزرگداشتی گرفتند اما امسال، یعنی دو روز پیش درگذشت. ویدئوی مصاحبه با کلود لوی استروس (در هفت قسمت) پرونده مخصوص لوی استروس در رادیو فرهنگی فرانسه (فرانس کولتور) / کلود لوی استروس، این اندیشمند برجسته و یکی از بنیانگذاران تفکر "ساختارگرایی"، در کتاب مشهور خود،"غمنامه های گرمسیری"می نویسد: "هنگام پیدایش دنیا، بشر وجود نداشت، هنگام نابودی آن هم حضور نخواهد داشت" ( از جمله های کتاب) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 22:50 توسط مهستی شاهرخی |
|
ماری اٍندیای، نویسنده سنگالی اصل فرانسوی، برای رمان "سه زن توانا"، برنده جایزه گنگور امسال شد. رمان "سه زن توانا" سرگذشت سه زن است که در برابر تحقیرها و سرشکستگی ها، سربلندی و غرور خود را حفظ می کنند. او این رمان را به سه فرزندش تقدیم کرده است.Marie NDiaye: Prix Goncourt 2009 |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 17:57 توسط مهستی شاهرخی |
|
Avec Duras Une grande traversée d'été Avec Duras et le choix d'un point de vue : Duras vue d’ailleurs. Dossier complet : nouvelle inédite, programme des émissions, diaporamas, références, bibliographie et sélections de sites web در حال حاضر در چهارچوب نمایش "زنان" در مرکز هنری ژرژ پمپیدو، ویدئویی نیم ساعنه در مورد مارگارت دوراس نمایش داده می شود. این نمایشگاه تا ماه مه 2010 ادامه خواهد داشت و یکشنبه اول هر ماه ورود به آن رایگان است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 17:54 توسط مهستی شاهرخی |
|
پسر يك روز عصر در كافه دورله نزديك دختر آمد، به او گفت كه تازه از كلاس جامعهشناسي آمده است. دختر هم چندين روز اين پا و آن پا ميكرد تا به او بگويد كه فروشندهي يك فروشگاه كفش است. عادت كرده بودند كه در اتاق پشتي كافه دورله همديگر را ببينند، معمولاً حدود ساعت شش و ده دقيقه، درست بعد از اين كه از سر كارش برميگشت. خوشحال بود كه هر شب او را ميبيند: او جفت او بود، مؤدب و دوستداشتني. از اين كه كسي را پيدا كرده كه ساعاتي را پيش از شام تا رسيدن به خانه ميتواند با او سر كند، خوشحال بود. دختر زياد صحبت نميكرد، معمولاً پسر بود كه حرف ميزد، با او از اسلام و كتاب مقدس صحبت ميكرد. گرچه او خيلي زياد به كتب مقدس اشاره ميكرد، اين چيزها براي دختر عجيب نبود. شگفتزده نميشد، هيچ چيز او را شگفتزده نميكرد: روش او دقيقاً همين بود؛ از هيچچيز واقعاً شگفتزده نميشد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 9:35 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 18:49 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 6:22 توسط مهستی شاهرخی |
|
![]() خوانشی تازه از داستان آدم، در کتاب پیدایش تورات، ستیزهی دیرین مذاهب را با خردگرایی و فلسفه آشکار میکند. در این کتاب الوهیم، که در ترجمهی فارسی نامش «خداوندخدا» آمده، در بهشت، دست آدم را در خوردن از هر میوهای، مگر میوهی درخت معرفت نیک و بد باز میگذارد و برای اینکه آدم دست از پا خطا نکند او را با مرگ میترساند: «و خداوندخدا آدم را امر فرموده گفت از همهی درختان باغ بی ممانعت بخور. اما از درخت معرفت نیک و بد زنهار نخوری زیرا روزی که از آن خوردی هرآینه خواهی مرد» (پیدایش ٢: ١۶-١۷). در این مطلب دو نکته بارز است یکی ستیزهی الوهیم با خرد، دیگر، ناتوانی او در ادارهی آدم و توسل به ارعاب برای کنترلش.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 5:12 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 4:50 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
"چشمانی دیگر" یک مهمانخانه است و اتاقی برای مسافر خسته و تازه از راه رسیده. "چشمانی دیگر" با این هدف ایجاد شده است که شاعران و نویسندگان ساکن ایران که در شرایط سختی از لحاظ چاپ و نشر و پخش به سر می برند برای رساندن حرف و یا شعر و یا داستان خود پنجره ای داشته باشند. در اینجا کسی برای شما حد و چهارچوب تعیین نمی کند. نه! محدودیت سنی نداریم و نه محدودیت عقیدتی و یا حتا مرزهای جغرافیایی. فقط خواندنی باشید. هنری باشید. همین.
لطفاً مطالب خود را به صورت تایپ شده و در فایل ورد بفرستید. فایل پی دی اف و فایل صوتی را نمی توانیم منعکس کنیم. لطفاً از ارسال کارهای تکراری و منتشر شده به اینجا خودداری فرمایید در صورت لزوم به شما لینک داده خواهد شد. با آرزوی موفقیت برای همه |
|
RSS
|
پرونده مه 68

تجاوز در زندان

D'ILXCI À BAYAL, ETUDE COMPARATIVE DE DEUX OEUVRES DE SÂ'EDI

سفرنامه ها

طرح هایی برای کشو (مجموعه داستان)

تئاتری ها: مجموعه مقاله

ادبی ها: مجموعه مقاله

Poetry of Iranian Women, A Contemporary Anthology


رمان صبح نهان

روسپی و روسپیگری در شعر زنان

زنان در آئینه ی سینمای ایران

شالی به درازای جاده ی ابریشم

آسمان نادور است

شبان نیکو

Another Sea, Another Shore: Persian Stories of Migration
ALL RIGHTS RESERVED
ALL RIGHTS RESERVED
ALL RIGHTS RESERVED
Free counter