![]() |
![]() |
|
| این وبلاگ برای انتشار مطالب رسیده به چشمان بیدار ایجاد شده است. |
|
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 17:59 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
چنين مقصودی متضمن انکار دوگانهای است که تا حد زيادی ناشی از دلبستگی ماست به مقولههای شمردنی. من بارها به اين دلبستگی اشاره کرده و گفتم که شمارش از خصلتهای خردهبورژوازی است: شيوهها را با ترازويی میسنجند، دو کفه ترازو را چنان به دلخواه از شيوهها پر میکنند که خود سرانجام کار، داوری جلوهگر شوند غير قابل توزين و دارای روحانيتی آرمانی. و از اين رهگذر، چونان شاهين ترازو که داور وزن کالا است، خود دادگر ميشوند. کل مقاله رولاند بارت در سایت دیباچه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 17:58 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 17:56 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
کل مطلب در سایت دیباچه
عکس رخ یار، از نقاشی های به جای مانده از هدایت |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 17:10 توسط مهستی شاهرخی |
|
وقتی ممه شروع به حرف زدن میكند دیگر فایده ندارد. كتاب را باید كنار گذاشت و باید شنید. حتا فایده ندارد كه بگویی «حرف نزن» ـ چون نمیشنود. اصلاً نمیشنود. مگر داد بزنی. چند بار داد بزنی تا حنجرهات بخراشد، آنوقت میپرسد، «هه؟ با منی رولكم؟». ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 17:9 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
کل مطلب در دفترهای سفید بی گناهی ویلیام فالنر در ویکیپدیا/ جان که می دادم در ویکیپدیا/ بیوگرافی ویلیام فاکنر/ ویلیام فاکنر بر روی وب/ داستان یک گل سرخ برای امیلی / نامه نگاری های همینگوی با فاکنر |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 17:4 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 17:3 توسط مهستی شاهرخی |
|
هر شب مى گويم شاهزاده اى مى رسد از راه ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 18:37 توسط مهستی شاهرخی |
|
من به چاپ کتاب به شیوه "باری به هر جهت" معتقد نیستم و کسی را هم در حدی نمی بینم که برایم خط و خطوط تعیین کند. واقعیت این است برای تن ندادن به سانسور دست به چاپ کتابهایم نمی زنم، چرا که بعد از سالیان سال کار کردن در یک محیط بسته هم خودم را می شناسم و هم آنانی را که پشت میز نشسته اند. همین عقب نشینی های ظاهرا کوچک، حذف یک کلمه، یک پاراگراف، یک عکس و...موجب تباهی متن می شود و در پی اش تباهی نویسنده و خواننده را به دنبال دارد. نمی دانم نویسنده ای که با اجازه دیگران کار و زندگی کند چه جور نویسنده ای می تواند باشد. مجموعه داستان من "سنگهای شیطان" هفده سالی می شود که توقیف است، خوشبختانه نه ناشر اهل زدوبند بوده ونه من قبول کرده ام که داستانی را به جای داستان دیگر بگذارم یا چیزی را حذف کنم. ادامه مطلب |
||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 18:36 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
احساس می کنم داستان زندگی ام بسان کتابی است که در حال ورقه ورقه شدن است و با هر وزش باد، هر برگه اش بسویی می گریزد و من، برای دست یابی به این ورق پاره ها، به دنبال باد به هر سو میدوم. برگه هایی را که باد موفق شود از من برباید، صفحه های فراموش شده ی زندگی ام خواهد بود. هر روز صحنه های جدیدی در ذهنم نقش می بندد. همیشه به قلم و کاغذ دسترسی ندارم که بتوانم یادداشت بردارم. ساعت بعد، روز بعد، خیلی دیر است. تا بیایم به خودم بجنبم، باد ورقه هایی از داستانم را با خود برده است. و حالا، من با صفحه هایی که پیدا کرده ام نشسته ام.ولی این صفحه ها بی شماره اند و ترتیب آنها را نمی فهمم. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 18:35 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
من در روز گندم از خواب انار به دنیا آمدم. و پریزادی با پستانی از سنجد شیرابه ی ریحان و عسل در دهانم چکانید. کاهگل تنم عطر ستاره داشت ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 18:34 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
عصر كه آمد، دیرتر از همیشه، چای را آماده كرده بودم. بساط شام هم به راه بود. آبی كه اولین روز زندگیاش را در كودكستان گذرانده بود، خسته و كوفته روی كاناپهی اتاق نشیمن ولو شده بود. من هم خسته بودم. خسته از روزی كه گذرانده بودم، خسته از مراسم نخستین روز كودكستان؛ با این همه “وظیفه”ی همیشگیام را انجام داده بودم. كاسهی توالت را، حمام را، آشپزخانه را، همه و همه را شسته بودم. همان چهار ساعتی كه آبی در كودكستان بود، همهی این كارها را كرده بودم. لباس شیكی هم پوشیده بودم و منتظر كه احمد بیاید. احمد از امروز هیچ چیز نمیدانست. چندبار سعی كرده بودم به او بگویم كه امروز برای آبی روز مهمی است، اما جدیام نگرفته بود. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 18:33 توسط مهستی شاهرخی |
|
![]() برای خاطره "بیگانه ای در من" اثر شکوه میرزادگی بیگانه ای در من می لولد نطفه ای غریب جنینی پیر از دیاری دور که در درون خود پروردمش تا مرا در درون خود ببلعد بیگانه ام، بیگانه با خود ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 18:38 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
شالی به درازای جاده ابریشم را بر روی اینترنت بخوانید |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 18:55 توسط مهستی شاهرخی |
|
نویسندگان اغلب از من درباره ی شرایط من هنگام نوشتن می پرسند: "چکار می کنی؟ آیا با کامپیوتر می نویسی؟ یا با قلم؟" اما به نظر من پرسش ِ مهم این یکی است: آیا جای خاص خود را یافته ای، اتاق خالی ای که تو را هنگام نوشتن در خود احاطه کند؟ اتاق خالی ، شکلی است از گوش فرادادن، توجه، کلماتی که می آیند، کلمات فرم گرفته ی تو، افکار – الهامات و شرط زنده شدن ا شعار و داستان های مرده ، یافتن چنین مکانی است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 19:16 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
هر کتابی که دارید ومی خواهید که در اختیار علاقمندان قرار گیرد، آن را بصورت PDF تنظیم کنید و برای ما ارسال دارید تا همچون کتاب هائی که هم اینک بر روی فهرست گذرگاه قرار داده ایم اقدام کنیم. یا اگر هم اینک بر روی سایتی قرار دارد ولی مایل هستید که در رسانه های بیشتری در اختیار مشتاقان باشد نیز می توانید ما را در جریان بگذارید.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 19:14 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
"چشمانی دیگر" یک مهمانخانه است و اتاقی برای مسافر خسته و تازه از راه رسیده. "چشمانی دیگر" با این هدف ایجاد شده است که شاعران و نویسندگان ساکن ایران که در شرایط سختی از لحاظ چاپ و نشر و پخش به سر می برند برای رساندن حرف و یا شعر و یا داستان خود پنجره ای داشته باشند. در اینجا کسی برای شما حد و چهارچوب تعیین نمی کند. نه! محدودیت سنی نداریم و نه محدودیت عقیدتی و یا حتا مرزهای جغرافیایی. فقط خواندنی باشید. هنری باشید. همین.
لطفاً مطالب خود را به صورت تایپ شده و در فایل ورد بفرستید. فایل پی دی اف و فایل صوتی را نمی توانیم منعکس کنیم. لطفاً از ارسال کارهای تکراری و منتشر شده به اینجا خودداری فرمایید در صورت لزوم به شما لینک داده خواهد شد. با آرزوی موفقیت برای همه |
|
RSS
|

تجاوز در زندان

D'ILXCI À BAYAL, ETUDE COMPARATIVE DE DEUX OEUVRES DE SÂ'EDI

سفرنامه ها

طرح هایی برای کشو (مجموعه داستان)

تئاتری ها: مجموعه مقاله

ادبی ها: مجموعه مقاله

Poetry of Iranian Women, A Contemporary Anthology


رمان صبح نهان

روسپی و روسپیگری در شعر زنان

زنان در آئینه ی سینمای ایران

شالی به درازای جاده ی ابریشم

آسمان نادور است

شبان نیکو

Another Sea, Another Shore: Persian Stories of Migration
ALL RIGHTS RESERVED
ALL RIGHTS RESERVED
ALL RIGHTS RESERVED