![]() |
![]() |
|
| این وبلاگ برای انتشار مطالب رسیده به چشمان بیدار ایجاد شده است. |
|
پرسوناژ اصلی دوست دارد از خوابهای من سر دربیاورد. میخواهد بداند وقتی خواب میبینم آمده است اینجا و من رفته ام فرودگاه پیشوازش... بعدش چه شده است؟! این که وقتی پس از این همه سال خواب دیده ام میآید اینجا و پیش از همه چیز میروم سلمانی و لباس خواب شیکی میخرم و میچپانم توی کیف دستی ام... و میروم پیشوازش در همین فرودگاه بغلی و از همانجا یکسره میبرمش به هتلی که نزدیک رودخانه ای زیباست، یا شاید کمی آنطرف تر درست لب دریا... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 17:9 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
لکنتی بر زبان من افتاد
چشمهء شعر من مگر خشکید؟!
از سرم برگرفتم این تلخی
خامه ام روی دفترم لغزید ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 17:8 توسط مهستی شاهرخی |
|
تاثیر ماندگار آثار فروغ فرخزاد بر ادبیات معاصر ایران به گفته بسیاری انکارناپذیر و به باور برخی ممتد و در جریان است. نگاهی به آثار فروغ فرخزاد، تاثیر او بر ادبیات ایران و جهان و نیز جهانی شدن کار و آثار او، محور موضوعات مطرح شده در کنفرانس دو روزه ای در دانشگاه منچستر بریتانیا بود.
به گفته نسرین رحیمیه یکی از برگزار کنندگان این کنفرانس، بررسی تازه ای از آثار این شاعر ایرانی هدف این کنفرانس بود. بویژه که در چهار دهه ای که از مرگ فروغ می گذرد، نویسندگان زیادی بویژه زنان مهاجر ایرانی در امریکا، نقش این شاعر را در آثارشان بسیار مهم می دانند اگرچه که برخی از آنان تسلطی بر زبان فارسی ندارند.
ادامه مطلب |
|||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 17:12 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 17:11 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
دو دقيقه مانده از آمدن بامداد شب را كه جادو بهانه اي مي خواهد در فرصت شعر شكلي عجيب از نگاهي سبز تا ببارد تا دريغ فردايمان سكوت را به لبخنده اي سفره بگشايد چند دقيقه بعد..... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 17:11 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 17:10 توسط مهستی شاهرخی |
|
| | یوسا او در 1936 در آرکيپای پرو زاده شد. خانواده مادری اش نيمه اشراف بود و پدر و مادرش پس از تولد يوسا از هم جدا شدند و يوسا نزد خانواده مادری اش بزرگ شد. يوسا به علت ماموريت هايی که آن خانواده داشت مدتی در بوليوی به سر برد. سپس به پرو بازگشت و در شهر پيورا در کنار جنگل آمازون اقامت کرد. ادامه مطلب
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 17:9 توسط مهستی شاهرخی |
| |||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 17:8 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 17:8 توسط مهستی شاهرخی |
|
“ژان پل سارتر”؛ فیلسوف اگزیستانسیالیست ، رمان نویس، نمایشنامه نویس و منتقد بزرگ فرانسوی در ۲۱ ژوئن سال ۱۹۰۵میلادی در پاریس دیده به جهان گشود. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 17:6 توسط مهستی شاهرخی |
|
کریستینا هوفمن: «رژیم ایران چشم بر روی واقعیات میبندد و ایرانیها، رژیم را نادیده میگیرند. حکومت جمهوری اسلامی، از دولتی سر دشمنی آمریکا از چنان ثباتی برخوردار است که هرگز در غیر اینصورت، نمیتوانست بهدست آورد. » ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 18:55 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
ناتاشا توي راه پله همسايه روبروي اتاق شان بارون ولف را ديد که نرده ها را گرفته بود و نفس نفس زنان از پله هاي چوبي بالا مي آمد و از لاي دندان هايش آرام سوت مي زد. متن کامل داستان "ناتاشا" را در سایت دیباچه بخوانید. به همراه دو داستان آواها و ايما و اشارهها - ولاديمر ناباکف ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 18:53 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
رشدی، که بسیاری از مسلمانان او را بخاطر نوشتن کتاب «آیات شیطانی» به کفر گوئی متهم کرده اند، روز چهارشنبه در مراسمی در لندن گفت از نوشتن هیچیک از کتاب هایش متاسف نیست. مقامات بریتانیایی می گویند اعطای لقب شوالیه گری به سلمان رشدی به معنای اهانت به مسلمانان نیست و او آنرا بخاطر کارهای ادبی اش دریافت کرده است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 17:52 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 18:54 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
من اگر انسانی را خواستم و اگر دوستش داشتم، با تمام عشق و جان و زندگی ام به او میپیوندم و هیچ زنجیری را هم تحمل نمیکنم. هیچ سلطه و مهار کردن و تسلط و تصرفی را هم دوام نمیآورم. میمانم چون میخواهم و میروم، وقتی نمیخواهم و یا دیگر نمیتوانم. به همین سادگی... زندگی زندان نیست. زندگی زنجیر و تعهدات اجباری نیست. زندگی دوست داشتن و احترام گذاشتن به یکدیگر و به گذشته و حال و آینده ی همدیگر است. این تنها تعهدی است که من میشناسم. من به حرف ننه قمرها و بابا شملهایی که پاشنه ی دهانشان را میکشند و پشت سر مردم و – لابد خیلی بیشتر - پشت سر من صفحه میگذارند، میخندم... اصلا ما که هستیم که به خودمان اجازه بدهیم در زندگی دیگران کند و کاو کنیم و آنها را به محاکمه بکشیم؟ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 17:19 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
ادامه مطلب |
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 17:18 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 17:18 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
زنان قوزی مرثیه ها را بدوش می کشند
ستونهای اتاقشان پر از جمجمه های ماران دو سر است روزها با اسکلت اسبان به صحرا میروند تا یالهای جوان را شکار کنند ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 17:15 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
مصاحبه آذر نفیسی با تلویزیون صدای آمریکا درباره کتاب "لولیتاخوانی در تهران" |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 17:14 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
خانم آلِنده از تجربه روزها و لحظه های زندگی خود پس ازمرگ دختر ۲۸ ساله اش، پائولا، که در اثر ابتلا به يک بيماری ژنتيکی جان خود را از دست داد در قالبِ نامه سخن می گويد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 17:13 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
مصاحبه تلویزیونی فیروزه جزایری دوما درباره کتاب "خندیدن بدون لهجه" |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 17:12 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
هيرسی علی در دوران نمايندگيش با انتقاد از اسلام و مخالفت با قبول مهاجران مسلمان به واسطه تضاد باورهای دينيشان با ارزشهای ليبرالی هلند تبديل به يکی از بحث برانگيزترين چهره های سياسی اروپا شد. و در پاييز سال ۲۰۰۴ نامش در تيتر روزنامه های جهان قرار گرفت. و آن زمانی بود که تئو ون گوگ، کارگردان فيلم جنجال برانگيز «تسليم» که فيلمنامه اش را هيرسی علی نوشته بود، توسط يک مسلمان تندرو در آمستردام به قتل رسيد. در اين فيلم اسلام به عنوان عامل سرکوب زنان و خشونت عليه آنان معرفی شده بود. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 17:7 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
کُرنِلی براون، شخصيت اول داستان، در تصميمی غير منتظره زندگی شهری را رها می کند تا به رويای ساده زيستن حقيقت بخشد. او با همسرش به محله ای در حومه شهر نقل مکان می کند ولی با شرايطی روبرو می شود که با تصوراتش فاصله دارد. از اين رو سرگردان و حيران تلاش می کند خود را با محيط تازه وفق دهد. نويسنده داستان را در قالب روابط عاطفی پيچيده سه زن می پروراند و توان ادبی خود را به نمايش می گذارد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 17:6 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
"چشمانی دیگر" یک مهمانخانه است و اتاقی برای مسافر خسته و تازه از راه رسیده. "چشمانی دیگر" با این هدف ایجاد شده است که شاعران و نویسندگان ساکن ایران که در شرایط سختی از لحاظ چاپ و نشر و پخش به سر می برند برای رساندن حرف و یا شعر و یا داستان خود پنجره ای داشته باشند. در اینجا کسی برای شما حد و چهارچوب تعیین نمی کند. نه! محدودیت سنی نداریم و نه محدودیت عقیدتی و یا حتا مرزهای جغرافیایی. فقط خواندنی باشید. هنری باشید. همین.
لطفاً مطالب خود را به صورت تایپ شده و در فایل ورد بفرستید. فایل پی دی اف و فایل صوتی را نمی توانیم منعکس کنیم. لطفاً از ارسال کارهای تکراری و منتشر شده به اینجا خودداری فرمایید در صورت لزوم به شما لینک داده خواهد شد. با آرزوی موفقیت برای همه |
|
RSS
|
پرونده مه 68

تجاوز در زندان

D'ILXCI À BAYAL, ETUDE COMPARATIVE DE DEUX OEUVRES DE SÂ'EDI

سفرنامه ها

طرح هایی برای کشو (مجموعه داستان)

تئاتری ها: مجموعه مقاله

ادبی ها: مجموعه مقاله

Poetry of Iranian Women, A Contemporary Anthology


رمان صبح نهان

روسپی و روسپیگری در شعر زنان

زنان در آئینه ی سینمای ایران

شالی به درازای جاده ی ابریشم

آسمان نادور است

شبان نیکو

Another Sea, Another Shore: Persian Stories of Migration
ALL RIGHTS RESERVED
ALL RIGHTS RESERVED
ALL RIGHTS RESERVED
Free counter