![]() |
![]() |
|
| این وبلاگ برای انتشار مطالب رسیده به چشمان بیدار ایجاد شده است. |
"سه پنج" از این به بعد به صورت فایل پی دی اف منتشر می شود. برای دریافت فایل روی لینک زیر کلیک کنید و سپس فایل را از بخش "دریافت فایل" داونلود کنید در این شماره می خوانید: ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 18:32 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 18:31 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
این گروه خیال ندارد هیچ کار مهم و یا خاصی بکند فقط اعلام موجودیت می کند و اعلام می دارد گروهی از نویسندگان آزاد به هیچ باند و قبیله و دولتی وابسته نیستند. نویسنده هست و نویسنده می نویسد و نویسنده زنده است و نویسنده وجود دارد و همین نویسندگان از روی ناچاری کارهایشان را می گذارند روی اینترنت که البته این کار شرف دارد به انتشار کتابی قلع و قمع شده توسط ارشاد و ارشادیان گوناگون برای درو کردن جوایز دولتی و غیردولتی و مافیایی. برای انجمن نویسندگان آزاد و مستقل ایران هیچ جایزه ای بهتر از خوانده شدن توسط خوانندگانی ولو معدود نیست. بیاییم یک جریان زنده و جاری باشیم و مثل جویباریهای کوچک به هم ملحق شویم و رودی بسازیم که شاید بشود روزی حتی در آن قایق رانی کرد. دوستان نویسنده، ما وجود داریم و تنها نیستیم، به ما بپیوندید. نظرات و پیشنهادات خود را با ما در میان بگذارید. طبیعی است که برای ثبت نام ذکر نام واقعی و داشتن کارنامه ای ادبی و مکتوب ضروری است.لطفاً در بخش نظرخواهی نام خود را ذکر کنید. مشخصات سایت و اسامی افراد بعداً اعلام خواهد شد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 18:36 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
"گرگ" ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 17:1 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 17:0 توسط مهستی شاهرخی |
|
کبوتری از بازار پرنده فروشان خریدم یک شیشه کنسرو زیتون و پیراهنی سفید تا شعری برای صلح بنویسم ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 17:0 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 16:59 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
فكرش را نمي توانم بكنم روزي در زندان گوانتانامو اسير جنگي باشم
و به سربازي گمنام كه مرا با توپ فوتبال اشتباه مي گيرد ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 16:58 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
چرا صدایمان نزد باج ستانان و زندانبانان اینچنین یخ زد؟ و پهلوانهای خواب صعود کردند در منبرهای تزویر و ریا؟ چرا کتاب پدر آتش گرفت؟ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 16:56 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
زمانِ بيداري.
باري، در دل، بيقراري مي جوييد خواب را، سراب را، آرمانگاهي خراب را. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 16:55 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
می خواهی بگویی نه! ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 16:54 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 16:53 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 16:53 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 16:52 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 16:51 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
برای دختران فلات های "مرد زده" یک باکره با مشتی خواب نامه ی کاغذی در ذهن با سر می افتد ته یک همخوابگی ناخواسته ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 16:49 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
واژه های برهنه و / آواز دست های تبعیدی ات/ کلمات / بیرون تو ایستاده اند/ در ارتفاعی کوچک و / از برزخ تابستانی که سنگین/ از شنیده های تو بر می گردد / چقدر زمین پست و / کمی هم ادامه خواب هایت/ همین امروز / از پی ضربه های تو / زنی عاشقانه سقوط می کند/ واژه های برهنه و / آواز دست های تبعیدی ات / ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 16:48 توسط مهستی شاهرخی |
|
طی سالهای دهه ۱۳۶۰، شمار زیادی از فعالان منتسب به اندیشه چپ و دموکرات از ایران خارج شدند، اما این که آنها به چه دلایلی و چگونه از ایران خارج شدند، نکتهای است که با گذشت نزدیک به سه دهه از آن دوره، هنوز نسل امروز از آن چیز چندانی نمیداند. بر اساس آنچه در مقدمه کتاب "گریز ناگزیر" آمده، هدف تدوینکنندگان این کتاب، جست و جویی برای ثبت دلایل این گریز گسترده و دادن اطلاعات به نسل امروز است. کسانی که در کتاب "گریز ناگزیر"، خاطرات و دلایل گریزشان از ایران را روایت کردهاند، بیشتر کنشگر سیاسی- اجتماعی، هنرمند، نویسنده و پژوهشگر هستند که هرکدام از آنها در روایت خود از سالهای انقلاب تا میانه دهه ۶۰، باتوجه به شعاع روابط حرفهای و سیاسی و فعالیتهای مبتنی بر علاقه و تخصص خود، تصویری از شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران ارائه میدهند. ادامه مطلب |
||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 18:30 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
متن کامل گفتگو با اورهان پاموک را در سایت پندار بخوانید و گفتوگوی لوموند با اورهان پاموك؛ برگردان از سعید کمالی دهقان را هم ببینید |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 18:29 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
در اين بررسى نگاهى گذرا داريم به زندگی و آثار گراس که بنحوی شاید، بررسی کارکرد اجتماعی یک نویسنده در وجه کلی و جهانشمول نیز هست. نویسنده ای که دست كم دو اثرش زمينلرزهاى را در تفكر و ساخت سياسى فرهنگى آلمان در پى داشت. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 17:1 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
بر نگاه ما ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 15:32 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
آنجا در کنار تیرکها
پشت میله های بهم گرهخورده، آنجا در کنار دیوارها که با نگاه غم بارت به جشن اعدام پروانهها کشانده میشوی نمیخواهم نظارهگر باشی! ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 14:45 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
به یاد خفتگان خاوران بر رد پای مادرانی که / هنوز از خاک تو می نوشند بنویسید معجزه سرخی و / تاراج زیستنی بنویسید تاوان هراسی و / بی شکوه هلهله ای! ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 12:47 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
با من پیامِ سبزِ باران بود
با آن درختانم هوایِ صبحِ فروردین اما چه باید کرد با غم هایِ شهریور؟ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 12:18 توسط مهستی شاهرخی |
|
گونتر گراس، سرشناسترین نویسنده معاصر آلمان و برنده جایزه نوبل ادبی، در آستانه هشتاد و یک سالگی، تازه ترین کتاب خود را که "جعبه؛ داستانهای تاریکخانه" نام دارد، در هفتههای پایانی تابستان امسال منتشر کرده است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 11:23 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 18:30 توسط مهستی شاهرخی |
|
مشت می کوبم بر در پنجه می سایم بر پنجره ها من دچار خفقانم خفقان من به تنگ آمده ام از همه چیز بگذارید هواری بزنم ای با شما هستم این درها را باز کنید من به دنبال فضایی می گردم ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 18:25 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
ادبیات مردم پسند و پرفروش در ایران خوشنام نیست و معمولاً با طعنه و حمله از سوی دیگر نویسندگان روبرو می شود؛ در حالی که در غرب، هر نویسنده ای جایگاه خود و خوانندگان خود را دارد و خواندن یک اثر به معنای رد دیگری نیست، به همین منظور و برای آشنایی با این نوع ادبیات، مصاحبه ای از ر. اعتمادی را روی وب پیدا کردم و نقدی هم بر "بامداد خمار" فتانه سیدجوادی که همراه با هم منتشر می کنم تا کمی هر چیزی را سر جای خود بگذاریم و محبوبیت دیگران را با توهین و تحقیر همراه نکنیم. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ علیرضا روشن: آقاي اعتمادي خودتان مي دانيد که جدي هاي ادبيات داستاني درباره شما چه عقيده اي دارند. وقتي مي خواهند نويسنده اي را کوچک کنند مي گويند مثل ر.اعتمادي مي نويسي. حرف اين ها يک جور صحه گذاشتن روي اين که شما سبک خاصي داريد هم هست. شما چه تعريفي براي نوشتن داريد و به نظرتان آيا احاله ادبيات به خواص و عوام کار درستي است؟ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 18:23 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
ادبیات مردم پسند و پرفروش در ایران خوشنام نیست و معمولاً با طعنه و حمله از سوی دیگر نویسندگان روبرو می شود؛ در حالی که در غرب، هر نویسنده ای جایگاه خود و خوانندگان خود را دارد و خواندن یک اثر به معنای رد دیگری نیست، به همین منظور و برای آشنایی با این نوع ادبیات، مصاحبه ای از ر. اعتمادی را روی وب پیدا کردم و نقدی هم بر "بامداد خمار" فتانه سیدجوادی که همراه با هم منتشر می کنم تا کمی هر چیزی را سر جای خود بگذاریم و محبوبیت دیگران را با توهین و تحقیر همراه نکنیم. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 18:20 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
آخرین رمان فریبا وفی که توسط انتشارات مرکز در تهران منتشر شده است، از کنار تخت پدر راوی داستان در یک بیمارستان شروع می شود. او در حال مرگ است و دخترش پس از سال ها به دیدن او می آید و این بازگشت در واقع سفریست سوال انگیز در باره گذشته و هویت حمیرا که در کودکی او را "بره" و "ببو" می نامیدند و هیچگاه به نام خودش صدایش نمی کردند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم شهریور 1387ساعت 18:21 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
در همان سالهای اول اقامتم در آلمان از طرح یک جشنواره ی جهانی سینمای تجربی در همین شهر با او صحبت کردم نه فقط از خطر کردن بر حذرم نکرد بلکه قول داد گوشه ای از کار را بگیرد و به قولش وفا کرد، دعوت از 16 کشور با نمایش 100 فیلم تجربی با دست خالی کار ناممکنی بود که ممکن شد. جمشید خود در کادر داوران بین المللی به قضاوت فیلمهای جشنواره نشست. اما برگذاری این جشنواره در من که باید دوباره به کار و حرفه ام برمی گشتم نیز نیرویی کارساز ایجاد کرد، این ممکن نشد جز با همراهی و همدوشی جمشید، اما گرایش خود او به سینما برمی گشت به سالهای دورتر .. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم شهریور 1387ساعت 18:19 توسط مهستی شاهرخی |
|
«آينده كتابهاي من يا ديگران كوچكترين دلواپسي من است... نويسنده واقعي كسي است كه وقتي مي نويسد، كمان را تا ته مي كشد و سپس آن را به ميخ آويزان مي كند تا برود با دوستانش چيزي بخورد. تير درست، به سمت هواست، به هدف اصابت خواهد كرد يا نه؟ تنها احمقها مي توانند ادعاي تصحيح مسير تير را بكنند، يا در حالي كه از زاويه جاودانگي آن را مي پايند، پشت سرش بروند تا چند تا هل كوچولوي تكميلي به آن بدهند...» اين جمله ها متعلق به «خوليو كور تاسار»؛ نويسنده آرژانتيني است. اين روزها به خاطر سالروز تولدش، نام اين آقاي نويسنده بر سر زبانهاست و به پاس بزرگداشت او، كتابهايش دست به دست مي چرخند و خوانده مي شوند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 17:16 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
ناصر غلامرضایی با ساخت فیلم های خون بس و نامزدی چهره ای روستایی و سنت زده از لرستان ارائه می دهد و اگر استفاده درست از زبان لری برای این کارگردان نکته مثبتی باشد باید گفت که در داستان های امروزی هم می توان از زبان مردم لرستان به طور صحیح استفاده کرد . امادر کل غلامرضایی نه تنها سنت های غلط را رد نمی کند بلکه به بیننده القا می کند که این سنت ها اصیل است مثلا با وجود قانون باید چند نفر بیگناه هم قربانی درگیری های عشیره ای و تقاص شوند و در نامزدی هم باید یک جوان با همه سنت ها و حتی ازدواج تخمیلی کنار بیاید . برگرفته از لور: نشریه فرهنگی و اجتماعی مردم لور/ متن کامل اين نوشته: http://5171350.blogfa.com/post-53.aspx |
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 17:15 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
بیراهه رفته بودم ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 17:14 توسط مهستی شاهرخی |
|
رمان یک نویسنده آمریکایی درباره زندگی عایشه، همسر محبوب پیامبر اسلام، از کتاب فروشی های صربستان جمع آوری شده است.
پس از اینکه ناشر آمریکایی کتاب "جواهر مدینه" از چاپ و نشر آن منصرف شد، صربستان تنها کشوری بود که این رمان را چاپ و منتشر کرد. توزیع کننده رمان "جواهر مدینه" در صربستان پس از آن تصمیم به جمع آوری نسخه های این کتاب از کتابفروشی های کشورش گرفت که مفتی معمر زوکارلیچ، یک رهبر مسلمانان صربستان، این کتاب را با کاریکاتورهای پیامبر اسلام که چاپ آنها در دانمارک جنجال آفرین شد، مقایسه کرد. ادامه مطلب |
|||
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 17:13 توسط مهستی شاهرخی |
|
اگر گمان می کنید جواب این سوال "جی کی رولینگ"، نویسنده مجموعه کتابهای پرفروش هری پاتر باشد، اشتباه کرده اید.
بر اساس یک نظرسنجی که در دو هفته اول ماه اوت انجام شد، محبوبترین نویسنده این سرزمین کسی است که چهل سال از مرگش می گذرد و او نیز همچون خانم رولینگ سرسپرده به ادبیات کودکان بوده است. این نظر سنجی از طرف بنیاد "جوایز کتاب کاستا" انجام شده است و دو هزار فرد بزرگسال در آن شرکت کرده اند. ادامه مطلب |
|||
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 17:12 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 17:11 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
مصاحبه گر: کاترین پورت ون برگردان: بهروز عارفی آیا تمایل دارید از شعر صحبت کنید؟ - نه، هنگامی که واقعیت ها مبرم اند، شعر باید سکوت اختیار کند. چندی پیش در شهر ناصره واقع در جلیل، منطقه زادگاهم، در باره شعر سخنرانی می کردم. یک بار دیگر به دیدگاه «شعر ملی» و میهنی که گوئی فلسطینی ها محکومش شده اند، تاختم. نه، گل سرخ، الزاما نماد زخم های شهیدان نیست. فردای آن شب، بازدید آریل شارون از صحن مساجد در بیت المقدس به آتشی دامن زد که هنوز شعله ور است. واقعیت از هر سخنرانی گویا تر است... و این واقعیت درست مخالف گفته من درآمد. برای ما هنوز وقت آن نرسیده که فقط از شعر صحبت کنیم. ترانه زندگی سر دهیم و شکنندگی انسان را در برابر عشق به تصویر بکشیم. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 17:10 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
سایت اختصاصی اریک امانوئل اشمیت/ اریک امانوئل اشمیت در ویکیپدیا متن کامل مصاحبه اختصاصی با اریک امانوئل اشمیت را در سیب گاز زده بخوانید. از میان آثار او "مسیو ابراهیم و گلهای قران" با بازی عمر شریف به صورت فیلم سینمایی در آمده است. در حال حاضر، "خرده جنایت های زناشویی" با عنوان سوئدی "تا مرگ جدایمان سازد!" به تهیه کننده گی منصور حسینی در استکهلم به روی صحنه است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 17:4 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
يکی از کارهايي که به تازگی مورد اعتراض مسلمانان قرار گرفته، انتشار کتاب «جواهر مدينه» است که به زندگی عايشه، همسر محبوب پيامبر اسلام، پرداخته است. عايشه از کودکی به همسری حضرت محمد در می آيد و با اين که اتهام ارتباط با يکی از بردگان را داشته اما چون محمد آن را قابل روشن شدن نمی دانسته، و بفرمان آيه ای که بموقع نازل می شود، مجازات نمی شود. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 16:3 توسط مهستی شاهرخی |
|
محمود درویش بی تردید از معدود شاعران پر نفوذ و محبوب عرب بود؛ محبوبیتی که محصول سرودن و گفتن از "سرزمین فلسطین" و از "ملتش" است که او را به عنوان نماد مبارزه برای آزادی و تأسیس دولت مستقل فلسطینیان معرفی می کرد. محمود درویش سالهای بسیاری را در تبعید و در حسرت وطن از دست رفته گذارانید و با طبعی چون آب روان و زبانی به شیرینی عسل، حدیث مردم آواره ی فلسطین را به شکل اشعاری که غالباً روایی اند سرود. بسیاری از اشعار محمود درویش توسط خوانندگان بزرگ عرب (مصری و لبنانی) به شکل آواز خوانده شده است. محمود درویش نه توانست وارد آواز مردم عرب زبان بشود بلکه حتی وارد کتاب های درسی اسراییل هم شد و علیرغم درگیری اسراییل و فلسطین، شعر درویش در کتابهای کودکان اسراییل حضور دارد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم شهریور 1387ساعت 17:6 توسط مهستی شاهرخی |
|
میشل بوتور یکی از نویسندگان مورد علاقه ی من است، این به این معنا نیست که صبح تا شب دارم میشل بوتور می خوانم بلکه به این معناست که هر وقت به نامش برمی خورم حرفها و یا بخش هایی از کتابش به یادم می آید و حس لذتی عمیق در روحم پدیدار می شود. رامین جهانبگلو با میشل بوتور گفتگویی داشته است که شما این پرسش و پاسخ را در سایت دیباچه می خوانید. از میشل بوتور رمان دلنشین "مودیفیکاسیون" (تغییرات/ دگرگونی) که دیدم به انگلیسی به نام "تجدیدنظر" ترجمه شده، با عنوان"دگرگونی" توسط مهستی بحرینی به فارسی ترجمه شده است.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم شهریور 1387ساعت 17:5 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
"چشمانی دیگر" یک مهمانخانه است و اتاقی برای مسافر خسته و تازه از راه رسیده. "چشمانی دیگر" با این هدف ایجاد شده است که شاعران و نویسندگان ساکن ایران که در شرایط سختی از لحاظ چاپ و نشر و پخش به سر می برند برای رساندن حرف و یا شعر و یا داستان خود پنجره ای داشته باشند. در اینجا کسی برای شما حد و چهارچوب تعیین نمی کند. نه! محدودیت سنی نداریم و نه محدودیت عقیدتی و یا حتا مرزهای جغرافیایی. فقط خواندنی باشید. هنری باشید. همین.
لطفاً مطالب خود را به صورت تایپ شده و در فایل ورد بفرستید. فایل پی دی اف و فایل صوتی را نمی توانیم منعکس کنیم. لطفاً از ارسال کارهای تکراری و منتشر شده به اینجا خودداری فرمایید در صورت لزوم به شما لینک داده خواهد شد. با آرزوی موفقیت برای همه |
|
RSS
|

تجاوز در زندان

D'ILXCI À BAYAL, ETUDE COMPARATIVE DE DEUX OEUVRES DE SÂ'EDI

سفرنامه ها

طرح هایی برای کشو (مجموعه داستان)

تئاتری ها: مجموعه مقاله

ادبی ها: مجموعه مقاله

Poetry of Iranian Women, A Contemporary Anthology


رمان صبح نهان

روسپی و روسپیگری در شعر زنان

زنان در آئینه ی سینمای ایران

شالی به درازای جاده ی ابریشم

آسمان نادور است

شبان نیکو

Another Sea, Another Shore: Persian Stories of Migration
ALL RIGHTS RESERVED
ALL RIGHTS RESERVED
ALL RIGHTS RESERVED