![]() |
![]() |
|
| این وبلاگ برای انتشار مطالب رسیده به چشمان بیدار ایجاد شده است. |
|
ژوزه ساراماگو در ویکیپدیا متن کامل گفتگوی ساراماگو با لوموند را در وبلاگ سعید کمالی دهقان بخوانید |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 19:51 توسط مهستی شاهرخی |
|
![]() جومپا لاهیری در لندن متولد شد. پدر و مادرش از مهاجران هندی بودهاند. او در آیلند آمریكا بزرگ شد و در كالج برنارد به تحصیل پرداخت. بعد به دانشگاه بوستون رفت و سه مدرك فوقلیسانس (در رشتههای زبان انگلیسی، نوشتار خلاق و مطالعات تطبیقی در ادبیات و هنر) و یك مدرك دكترا در رشته مطالعات دوره رنسانس از آنجا گرفت. لاهیری در سال 2001 ازدواج كرد و هماكنون با شوهر و دو فرزندش در بروكلین به سر میبرد. كتاب نخست او، مترجم دردها (1999)، مجموعه داستانی بود كه جایزه پولیتزر در سال 2003 انتشار یافت و فیلمی هم از روی آن ساخته شد. در هر دو آنها بحث تقابلات فرهنگی مهاجرانی مطرح میشود كه میان فرهنگ زادگاه خود، هند، و راه و رسم غریب سرزمین جدید گرفتار آمدهاند. در كتاب سوم و جدید او، یك مجموعه شامل هشت داستان تحت عنوان «خاك غریب»، لاهیری همان موضوع همیشگی و مورد علاقهاش را پی میگیرد، با این تفاوت كه اینبار او سراغ نسل دوم مهاجران رفته كه هم ناگزیرند ارزشهای سنتی والدین خود را پاس بدارند و هم ارزشها و معیارهای محیط آمریكایی خود را. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 19:50 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
بیابان رمانی است متشكل از دو داستان متداخل، نخستین آنها شرح و وقایع مربوط به مردان آبیپوش صحراست كه نیروهای فرانسوی در اوایل قرن حاضر آنها را قلعوقمع میكنند. دومین داستان مربوط به سرگذشت دختر جوانی به نام لالا است كه از اعقاب جنگجویان آبیپوش است. هنرمندی لوكلزیو در این است كه با توانایی فراوان دو دنیای مختلف شهر و بیابان (مدنیت و بدویت) را در برابر هم قرار میدهد و درباره اولی در ارتباط با دومی به داوری میپردازد و تجربههای فردی و شخصی، یعنی تجربههای لالا را همچون خاطرهای جمعی روایت میكند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 19:49 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
«کبرا» نام خواهر مردهام بود که شناسنامهاش را باطل نکرده بودند و شناسنامه را براي من گذاشتند. مادرم «مريم» صدايم ميکرد. پدرم «زهرا» ميخواندم. زمان رقصندگي «شهلا» ميگفتندم. در سينما «شهرزاد» شدم، و حالا زير شعرهايم مينويسند: ـ شهرزاد. . . ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 19:47 توسط مهستی شاهرخی |
|
![]() ورود شعر و انديشه فروغ به پهنه شعر تاجيکستان در دهه هفتاد و هشتاد قرن بيست اتفاق افتاد. با نشر مجموعه تولّدی ديگر نه تنها در محيط ادبی، بلکه در جامعه تاجيکستان بخصوص ميان نسل جوان، ترکشی (انفجاری) از احساس و تفکّر و عشق رخ داد. شعر فروغ وسيله کشف رازهای قلبی، بازتاب احساسات فردی، افاده درد عشق، اظهار صدای اندرونی ناگفته جوانان تاجيک گرديد. جوانان با شعر فروغ زندگی می کردند، عشق می ورزيدند، خاليگاه سرد وسکوت زندگی تنهای خويش را پر کرده، اندوههاشان را با هم قسمت می کردند. شايد ديگر از آن روزگار به بعد هم شاعری نتوانست به اندازه فروغ ميان جوانان تاجيک محبوبيت يابد. هرچند بعدها شعر سهراب سپهری توانست ميان اديبان کشور غلغله هايی در مسير تجديد تفکّر و نوگرايی بيفکند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 19:46 توسط مهستی شاهرخی |
|
![]() مهم ترین تاثیرات فروغ در شعر افغانستان تغییر در لحن، شیوه نگرش و تفکر شاعرانه، در شاعران نسل های پسین است. مثلا شاعری که عادت داشت از معشوق خویش چون مردان سخن بگوید ، اینک براحتی نه از جایگاه مجنون که از جایگاه لیلی و نه از جایگاه فرزند که از جایگاه مادر صحبت می کند: عشق لیلی است
عشق مادر عشق خاک و تو دانه های پراگنده کاجی که به دامان من باز خواهی گشت شکریه عرفانی و به راحتی وارد موضوعات پیش پا افتاده زندگی می شود: ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 19:46 توسط مهستی شاهرخی |
|
قنطره: اکنون در حدود دو سال است که شما برنده شدن در جایزه نوبل ادبیات را تجربه کردهاید. در نگاهی به تجربیات خود در این دو سال آیا زندگی شما نسبت به پیش از این تاریخ تغییری هم کرده است؟ اورهان پاموک: وقتی شنیدم که من برنده این جایزه شدهام اولین عکسالعمل غریزی و شدید من گفتن این نکته به کارگزار انتشاراتیام بود که این رویداد زندگی مرا تغییر خواهد داد. ناگفته نماند که خبر برنده شدنم را او تازه به من رسانده بود. حالا امروز به این نکته رسیدهام که در آن هنگام چقدر خوش بین بودم. بله. زندگی من البته تغییر کرد، اما در عادات کاری من هیچ تغییری ایجاد نگردید. من هنوز هم به شدت به اصول زندگی روزمره خودم وفادار ماندهام: صبحها هنوز هم خود را موظف میدانم که زود از خواب بیدار شوم، بنویسم، برنامهی کاری را که از قبل تعیین کردهام دقیقاً مراعات کنم و به همین منوال. ادامه مطلب |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 19:45 توسط مهستی شاهرخی |
|
مصاحبه اشپیگل با (اورهان پاموک) برندۀ جایزۀ نوبل ادبیات سال 2006 به بهانه انتشار کتاب جدیدش «موزۀ بی گناهی»، طرحش برای احداث موزه ای در استانبول و آرزوی ملتش برای نزدیکی به جامعه اروپا.
اشپیگل: آقای پاموک قهرمان رُمان جدید شما «کمال» پسر یک خانوادۀ مرفه در استانبول دهه هفتاد است که بدلیل روی آوردن به شیوۀ زندگی متفاوت باعث دلسردی و یاس فامیل از خود می گردد. می توان گفت که شما در« کمال» همزاد خود را می بینید؟ ادامه مطلب |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 19:44 توسط مهستی شاهرخی |
|
کتاب جدید پاموک این هفته به زبان ترکی منتشرشده و قرار است به سی زبان دیگر نیز ترجمه و چاپ شود. در دو روز اول، صد هزار نسخه از کتاب در ترکیه به فروش رفته است. داستان درباره عشق میان یک مرد ثروتمند و دختری فقیر در استانبول است. داستان در سال های دهه هفتاد میلادی می گذرد و دو شخصیت اصلی آن بالای سی سال سن دارند. کتاب به مسایل حساسی چون تمایلات جنسی و بکارت در ترکیه اشاره می کند. اورهان پاموک به روزنامه صباح گفته است که این لطیف ترین رمانی است که تا کنون نوشته است. پاموک پنجاه و پنج ساله کتاب هایی چون "برف" و "سرخ نام من است" را نوشته است. "قلعه سفید" و "زندگی نو" پاموک به فارسی ترجمه شده اند اما به نظر می رسد سایر آثار او اجازه انتشار در ایران را نیافته اند. ادامه مطلب |
|||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 19:43 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
در داستانی که رویا حکاکیان از زندگی خود نقل میکند، لحظهی تعیینکنندهای وجود دارد که پدرش به سرعت همهی کتابها و دستنوشتههای او را جمع میکند و در چشمبههمزدنی، بیمقدمه به آتش میکشد. این کتابها در واقع معنای زندگی، رویاها و آرزوهای نویسنده هستند که نابود میشوند. شگفتآور این است که خواننده این عمل سنگدلانه را با تفاهم تمام دنبال میکند، حتی برای پدر با خوشحالی هورا میکشد. آقای حکاکیان، در کتاب دخترش مرد بیرحمی نیست؛ او شاعر و معلم است و همواره میکوشد، رفاه و امنیت خانوادهاش را تأمین کند. این که حالا او آثار جین آستون، صمد بهرنگی و میشائیل شولوخوف را به شعلههای آتش میسپارد، بهخاطر حمایت از دختر و خانوادهی خود است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 19:43 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
ماه اوت، ماه مرگ لورکاست. درمورد تاریخ دقیق مرگ فدِریکو گارسیا لورکا، شاعر نامدار اسپانیایی، دو روایت در دست است. برخی از زندگینامهنویسان مرگ لورکا را در ۱۹ اوت ۱۹۳۶ و برخی دیگر - از جمله یان گیبسون لورکاشناس نامدار - تاریخ مرگ او را سحرگاه ۱۸ ماه اوت ۱۹۳۶ ثبت کردهاند. اما آنچه مسلم است تیرباران او بهدست جوخه سیاه ماموران امنیتی ژنرال فرانکو زمانی صورت گرفت که لورکا ۳۸ سال بیش نداشت و در اوج خلاقیت هنری خود بود. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 19:42 توسط مهستی شاهرخی |
|
"چشمها در تهران" شرح آشنایی، عشق و ازدواج اووه و یاسمن، این زوج آلمانی ـ ایرانی و چگونگی طلاق غیرمنتظره و غیابی یاسمن از سوی این آلمانی مسلمان است. این داستان اصلی، در بستر رویدادهای تاریخیای که سرانجام به انقلاب سال ۱۹۷۹ میلادی (۱۳۵۷) ایران انجامید، جریان دارد و در ضمن به شرح پیوندهای خانوادگی یاسمن هم میپردازد؛ بهویژه به رابطهی صمیمانه و تنگاتنگ قهرمان داستان با دو خواهر خود: خواهر بزرگتر که قربانی ازدواجی اجباری میشود و خواهر کوچکتر که باید با پیآمدهای ناگوار یک حاملگی ناخواسته دست و پنجه نرم کند... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 19:41 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
تا کنون کسی در باره دیدگاه ها و اشاره های شکسپیر به ایران و خاورزمین پژوهشی انجام نداده بود. کتاب شکسپیر، ایران و شرق به قلم سیروس غنی نخستین پژوهش جامع در این زمینه محسوب می شود. او در این کتاب کوشیده است ما را از سرچشمه های آگاهی شکسپیر از ایران وشرق آگاه کند و اشارات شکسپیر را به تاریخ و افسانه ها و نمادهای ایران و شرق زنده کند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 19:40 توسط مهستی شاهرخی |
|
![]() کتاب کارگاه نمایش که حمید رضا ریشهری آن را تالیف کرده و ناشر آن موسسه فرهنگی هنری نوروز هنر است در باره یکی از نهادهای پیشگام هنرتأتر در ایران پیش از انقلاب یعنی کارگاه نمایش است.
كارگاه نمایش، برآمده از جشن هنر شیراز، در خرداد ٤٨ شکل گرفت و در سال ٥٧ برچیده شد. حکایت برچیده شدن کارگاه، حکایتى است که در هر انقلابی ممکن است اتفاق بیفتد، اما پس از فروکش کردن غلیان های انقلابی، قلب آدم را به درد می آورد.
سال های دهۀ شصت میلادی تآتر تجربی در اروپا متداول شده بود و تأسیس کارگاه نمایش انعکاس و تأثیر آن در ایران بود. به قول بیژن صفاری کارگاه نمایش دستگاهی برای تولید برنامه های نمایشی به صورت متداول نبود. "لابراتوار بود. یک آزمایشگاه بود که ما می خواستیم این امکان را برای پرورش انواع و اقسام استعدادهای مختلف به وجود بیاوریم؛ موقعش بود که ما توی دنیای جدید همان طور که در تمام شئون دیگر سعی می شد توی فرهنگ هم جای خودمان را پیدا کنیم. بیان خودمان را پیدا کنیم و احتمالا سبک های خودمان را پیدا کنیم." ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 19:39 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
چزاره پاوزه، شاعر، نویسنده، مترجم و منتقد پرآوازه ی ایتالیایی و از چهره های مهم ادبی قرن بیستم این کشور است. او از آن دسته از نویسندگان ایتالیاست که ادبیات این کشور را متحول کردند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 19:38 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
"چشمانی دیگر" یک مهمانخانه است و اتاقی برای مسافر خسته و تازه از راه رسیده. "چشمانی دیگر" با این هدف ایجاد شده است که شاعران و نویسندگان ساکن ایران که در شرایط سختی از لحاظ چاپ و نشر و پخش به سر می برند برای رساندن حرف و یا شعر و یا داستان خود پنجره ای داشته باشند. در اینجا کسی برای شما حد و چهارچوب تعیین نمی کند. نه! محدودیت سنی نداریم و نه محدودیت عقیدتی و یا حتا مرزهای جغرافیایی. فقط خواندنی باشید. هنری باشید. همین.
لطفاً مطالب خود را به صورت تایپ شده و در فایل ورد بفرستید. فایل پی دی اف و فایل صوتی را نمی توانیم منعکس کنیم. لطفاً از ارسال کارهای تکراری و منتشر شده به اینجا خودداری فرمایید در صورت لزوم به شما لینک داده خواهد شد. با آرزوی موفقیت برای همه |
|
RSS
|

تجاوز در زندان

D'ILXCI À BAYAL, ETUDE COMPARATIVE DE DEUX OEUVRES DE SÂ'EDI

سفرنامه ها

طرح هایی برای کشو (مجموعه داستان)

تئاتری ها: مجموعه مقاله

ادبی ها: مجموعه مقاله

Poetry of Iranian Women, A Contemporary Anthology


رمان صبح نهان

روسپی و روسپیگری در شعر زنان

زنان در آئینه ی سینمای ایران

شالی به درازای جاده ی ابریشم

آسمان نادور است

شبان نیکو

Another Sea, Another Shore: Persian Stories of Migration
ALL RIGHTS RESERVED
ALL RIGHTS RESERVED
ALL RIGHTS RESERVED