![]() |
![]() |
|
| این وبلاگ برای انتشار مطالب رسیده به چشمان بیدار ایجاد شده است. |
|
مسلم منصوری: تا آنجا که به مجموعه رژیم بر می گردد، همواره هدف از برگذاری انتخابات کشاندن هر چه گسترده تر مردم پای صندوق های رای و مشروعیت دادن به کل نظام بوده است. این بار یکی از مهم ترین اهرمی هایی که رژیم برای این منظور به کار گرفت، مناظره های تلویزیونی به سبک آمریکا بود. با انتخاب موضوع مناظره ها از طرف کاندیداها، در نظر داشت اقشار وسیعی را تهییج کند تا گرایش های مختلف فکری در جامعه، سخنگوی خود را در این مناظره ها پیدا کند و به دنبال آن به پای صندوق های رای گیری روانه شود. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 18:0 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 16:55 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
مهستي بحريني ميگويد كه رابطه بين اثر و تئوري در جامعه ادبي ايران كاملا واژگونه است؛ به عنوان مثال در ادبيات غرب نظريات را از دل آثار استخراج ميكنند، اما در جامعه شرقي نويسنده مينشيند و بر مبناي آن تئوري اثر خلق ميكند.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 12:37 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
|
ماندانا زندیان ، شاعر و نویسنده ، در فروردین ١٣٥۱ در شهر اصفهان متولد شد. نخستین شعرش را در دوازده سالگی در قالب غزل سرود و پس از آن به تمرین و تجربه ی قالب های گوناگون شعر کلاسیک فارسی پرداخت. نخستین آشنایی اش با شعر نوین فارسی در هفده سالگی و با کشف هشت کتاب سهراب سپهری اتفاق افتاد. از ماندانا زندیان سه مجموعه شعر به نام های " نگاه آبی " (نشر پژوهه – ایران / ۱٣٨٠) و " هزارتوی سکوت " ( نشر پژوهه – ایران / ١٣۸٣) و " وضعیت قرمز " ( شرکت کتاب / لس آنجلس / ١٣٨٤) ، در دست است. ماندانا درسال ١٣٨۱، به جمع آوری و تنظیم ترانه های زویا زاکاریان پرداخت و گزینه ای از آن آثار را با نظارت شاعر در مجموعه ای به نام " طلوع از مغرب " ( نشر پژوهه – ایران / ۱٣٨۱) منتشر کرد. گفتگوی حامد رحمتی با ماندانا زندیان اولین بار در سایت وازنا منتشر شد و در سایت مانیها نیر منعکس شد. |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 18:45 توسط مهستی شاهرخی |
|
محمود دولتآبادی در مسیر بازگشت از سفر هلند، اقامتی کوتاه در آلمان داشت. وی یک روز میهمان دویچه وله بود. فرصتی دست داد تا با رماننویسی که روح و روان مردم سرزمیناش را میشناسد، دربارهی انقلاب ۵۷ به گفتگو بنشینیم. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 18:43 توسط مهستی شاهرخی |
|
مرگ؛ داستانی كه بايد بنويسم
تا پيش از اعلام نام «اورهان پاموك» به عنوان برنده نوبل ادبی، از «ياشار كمال» به عنوان بزرگترين نويسنده تركیه كه شانس دريافت اين جايزه را دارد، یاد میشد. اين نويسنده 85 ساله در گفتوگو با گاردين از گذشته، فعاليتهای سياسی و رابطه آنها با نويسندگیاش گفته است. «یاشار کمال»، در میان خوانندگان ایرانی نامی آشناست. برخی از رمانهای او توسط مترجمان مختلف به زبان فارسی ترجمه شده و مقبولیت خاص و عام، یافتهاند. رمان «اینجه ممد» او تا کنون به بیش از ۲۰ زبان منتشر شده و بارها به فیلم در آمده است. خلاصه تازهترين گفتگوی او با گاردين در پی میآيد. «من درباره موضوعات روز نمینويسم، برای مخاطب خاصی هم نمینويسم، حتی برای خودم هم نمینويسم. من فقط مینويسم». یاشار کمال میگويد: «انسان از مرگ میترسد؛ اما همه ما ناگهان از دنيا میرويم. اين داستانیست كه بايد بنويسم». ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 18:44 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
من در بيست سال گذشته هميشه يک غريبه بودهام. ريشه در جايي ندارم. ريشهام در خاطرات و نوشتههايم است. به همين دليل خاطرات مهم هستند. اينکه تو کي هستي اهميتي ندارد، مهم اين است که چه چيزي را به خاطر ميآوري. من حافظۀ خوبي ندارم، هميشه خاطراتم را جعل ميکنم، چيزهايي را به خاطر ميآورم که هرگز اتفاق نيفتادهاند. دروغگوي بزرگي هستم. در گذشته فقط يک دروغگو بودم. اما امروز، روايتگري هستم که از طريق دروغهايم امرار معاش ميکنم. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 18:26 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
ژوزه ساراماگو در ویکیپدیا متن کامل گفتگوی ساراماگو با لوموند را در وبلاگ سعید کمالی دهقان بخوانید |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 19:51 توسط مهستی شاهرخی |
|
![]() جومپا لاهیری در لندن متولد شد. پدر و مادرش از مهاجران هندی بودهاند. او در آیلند آمریكا بزرگ شد و در كالج برنارد به تحصیل پرداخت. بعد به دانشگاه بوستون رفت و سه مدرك فوقلیسانس (در رشتههای زبان انگلیسی، نوشتار خلاق و مطالعات تطبیقی در ادبیات و هنر) و یك مدرك دكترا در رشته مطالعات دوره رنسانس از آنجا گرفت. لاهیری در سال 2001 ازدواج كرد و هماكنون با شوهر و دو فرزندش در بروكلین به سر میبرد. كتاب نخست او، مترجم دردها (1999)، مجموعه داستانی بود كه جایزه پولیتزر در سال 2003 انتشار یافت و فیلمی هم از روی آن ساخته شد. در هر دو آنها بحث تقابلات فرهنگی مهاجرانی مطرح میشود كه میان فرهنگ زادگاه خود، هند، و راه و رسم غریب سرزمین جدید گرفتار آمدهاند. در كتاب سوم و جدید او، یك مجموعه شامل هشت داستان تحت عنوان «خاك غریب»، لاهیری همان موضوع همیشگی و مورد علاقهاش را پی میگیرد، با این تفاوت كه اینبار او سراغ نسل دوم مهاجران رفته كه هم ناگزیرند ارزشهای سنتی والدین خود را پاس بدارند و هم ارزشها و معیارهای محیط آمریكایی خود را. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 19:50 توسط مهستی شاهرخی |
|
قنطره: اکنون در حدود دو سال است که شما برنده شدن در جایزه نوبل ادبیات را تجربه کردهاید. در نگاهی به تجربیات خود در این دو سال آیا زندگی شما نسبت به پیش از این تاریخ تغییری هم کرده است؟ اورهان پاموک: وقتی شنیدم که من برنده این جایزه شدهام اولین عکسالعمل غریزی و شدید من گفتن این نکته به کارگزار انتشاراتیام بود که این رویداد زندگی مرا تغییر خواهد داد. ناگفته نماند که خبر برنده شدنم را او تازه به من رسانده بود. حالا امروز به این نکته رسیدهام که در آن هنگام چقدر خوش بین بودم. بله. زندگی من البته تغییر کرد، اما در عادات کاری من هیچ تغییری ایجاد نگردید. من هنوز هم به شدت به اصول زندگی روزمره خودم وفادار ماندهام: صبحها هنوز هم خود را موظف میدانم که زود از خواب بیدار شوم، بنویسم، برنامهی کاری را که از قبل تعیین کردهام دقیقاً مراعات کنم و به همین منوال. ادامه مطلب |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 19:45 توسط مهستی شاهرخی |
|
مصاحبه اشپیگل با (اورهان پاموک) برندۀ جایزۀ نوبل ادبیات سال 2006 به بهانه انتشار کتاب جدیدش «موزۀ بی گناهی»، طرحش برای احداث موزه ای در استانبول و آرزوی ملتش برای نزدیکی به جامعه اروپا.
اشپیگل: آقای پاموک قهرمان رُمان جدید شما «کمال» پسر یک خانوادۀ مرفه در استانبول دهه هفتاد است که بدلیل روی آوردن به شیوۀ زندگی متفاوت باعث دلسردی و یاس فامیل از خود می گردد. می توان گفت که شما در« کمال» همزاد خود را می بینید؟ ادامه مطلب |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 19:44 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
متن کامل گفتگو با اورهان پاموک را در سایت پندار بخوانید و گفتوگوی لوموند با اورهان پاموك؛ برگردان از سعید کمالی دهقان را هم ببینید |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 18:29 توسط مهستی شاهرخی |
|
«آينده كتابهاي من يا ديگران كوچكترين دلواپسي من است... نويسنده واقعي كسي است كه وقتي مي نويسد، كمان را تا ته مي كشد و سپس آن را به ميخ آويزان مي كند تا برود با دوستانش چيزي بخورد. تير درست، به سمت هواست، به هدف اصابت خواهد كرد يا نه؟ تنها احمقها مي توانند ادعاي تصحيح مسير تير را بكنند، يا در حالي كه از زاويه جاودانگي آن را مي پايند، پشت سرش بروند تا چند تا هل كوچولوي تكميلي به آن بدهند...» اين جمله ها متعلق به «خوليو كور تاسار»؛ نويسنده آرژانتيني است. اين روزها به خاطر سالروز تولدش، نام اين آقاي نويسنده بر سر زبانهاست و به پاس بزرگداشت او، كتابهايش دست به دست مي چرخند و خوانده مي شوند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 17:16 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
مصاحبه گر: کاترین پورت ون برگردان: بهروز عارفی آیا تمایل دارید از شعر صحبت کنید؟ - نه، هنگامی که واقعیت ها مبرم اند، شعر باید سکوت اختیار کند. چندی پیش در شهر ناصره واقع در جلیل، منطقه زادگاهم، در باره شعر سخنرانی می کردم. یک بار دیگر به دیدگاه «شعر ملی» و میهنی که گوئی فلسطینی ها محکومش شده اند، تاختم. نه، گل سرخ، الزاما نماد زخم های شهیدان نیست. فردای آن شب، بازدید آریل شارون از صحن مساجد در بیت المقدس به آتشی دامن زد که هنوز شعله ور است. واقعیت از هر سخنرانی گویا تر است... و این واقعیت درست مخالف گفته من درآمد. برای ما هنوز وقت آن نرسیده که فقط از شعر صحبت کنیم. ترانه زندگی سر دهیم و شکنندگی انسان را در برابر عشق به تصویر بکشیم. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 17:10 توسط مهستی شاهرخی |
|
| |
تونی موریسون، نخستین زن سیاهپوست برنده نوبل ادبیات، در تازهترین گفتوگوی مطبوعاتی خود به سوالات صمیمانه دوستدارانش پاسخ گفت. ترجمه این گفتوگو که چندي پيش در نشریه تایمز منتشر شده است در پی میآید. ادامه مطلب
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 18:29 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
مصاحبه آذر نفیسی با تلویزیون صدای آمریکا درباره کتاب "لولیتاخوانی در تهران" |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 17:14 توسط مهستی شاهرخی |
|
جینا نهایی در تهران در خانوادهاى يهودى به دنيا آمده و از سال ۱۹۷۷ در آمريكا زندگي مى كند. از او تاكنون رمان هاى متعددى به زبان انگليسى منتشر شده كه بيشتر آنان به زبان هاى مهم اروپايى از جمله آلمانی نیز ترجمه شدهاند. جينا نهايى به تازگی برای معرفى آخرين رمان خود با نام «باران خزر» به آلمان آمد و برای دویچه وله نیز این فرصت فراهم آمد که با او درباره زندگی و آثارش به گفتوگو بنشیند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 17:9 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 18:54 توسط مهستی شاهرخی |
|
گریزگاهی میجویم پیش تو از خویش گریزگاهی برای این دست های خالی از صلح تا به ترس های من خیره نشوند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 17:12 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
متن کامل گفتگو با «ویسواوا شیمبورسکا» را در سیب گاززده سعید کمالی دهقان بخوانید. ویسلاوا شیمبورسکا در ویکیپدیا/ شیمبورسکا در سایت برندگان جایزه نوبل |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 19:6 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 17:56 توسط مهستی شاهرخی |
|
من به چاپ کتاب به شیوه "باری به هر جهت" معتقد نیستم و کسی را هم در حدی نمی بینم که برایم خط و خطوط تعیین کند. واقعیت این است برای تن ندادن به سانسور دست به چاپ کتابهایم نمی زنم، چرا که بعد از سالیان سال کار کردن در یک محیط بسته هم خودم را می شناسم و هم آنانی را که پشت میز نشسته اند. همین عقب نشینی های ظاهرا کوچک، حذف یک کلمه، یک پاراگراف، یک عکس و...موجب تباهی متن می شود و در پی اش تباهی نویسنده و خواننده را به دنبال دارد. نمی دانم نویسنده ای که با اجازه دیگران کار و زندگی کند چه جور نویسنده ای می تواند باشد. مجموعه داستان من "سنگهای شیطان" هفده سالی می شود که توقیف است، خوشبختانه نه ناشر اهل زدوبند بوده ونه من قبول کرده ام که داستانی را به جای داستان دیگر بگذارم یا چیزی را حذف کنم. ادامه مطلب |
||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 18:36 توسط مهستی شاهرخی |
|
نویسندگان اغلب از من درباره ی شرایط من هنگام نوشتن می پرسند: "چکار می کنی؟ آیا با کامپیوتر می نویسی؟ یا با قلم؟" اما به نظر من پرسش ِ مهم این یکی است: آیا جای خاص خود را یافته ای، اتاق خالی ای که تو را هنگام نوشتن در خود احاطه کند؟ اتاق خالی ، شکلی است از گوش فرادادن، توجه، کلماتی که می آیند، کلمات فرم گرفته ی تو، افکار – الهامات و شرط زنده شدن ا شعار و داستان های مرده ، یافتن چنین مکانی است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 19:16 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
پیش از این پژواک در تبعید، مجموعه شعری از شیما کلباسی را معرفی کرده ایم. پژواک در تبعید کاندیدای کتاب ملی آمریکا در سال 2007 شد/ گفتگوی صدای آمریکا با شیما کلباسی را در این باره بشنوید. برای دیدن گفتگوی شیما کلباسی با صدای آمریکا اینجا را کلیک کنید |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 22:28 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
متن کامل گفتگو با شعله وطن آبادی: ادبیات مهاجرت، ادبیات جهانشمول مجموعه داستان دریایی دیگر، ساحلی دیگر، داستان هایی کوتاه از مهاجرت ایرانیان به زبان انگلیسی با ترجمه: شعله وطن آبادی و محمد مهدی خرمی. برای اطلاعات بیشتر در مورد همین کتاب ایرانیکا و درباره همین کتاب را ببینید. بخشی از داستان ساعت شنی از مهستی شاهرخی که جزو داستانهای این مجموعه است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 17:2 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
مهدی نوری: به ناشر میگوئید کلمه "پستان" را از روی جلد یک کتاب فوق تخصصی ضد سرطان بردارد و هر چه ناشر از سوی مولف به شما اعلام میکند که کلمهی "سینه" که بررس محترم پیشنهاد داده است؛ کلمهی درستی نیست (معنای علمی سینه، قفسهی سینه است) مورد قبول قرار نمیگیرد. کتاب ماهها معطل میشود تا آنجا که نویسنده که پزشک سرشناس تشخیص سرطان است به روزنامهای نامه سرگشاده مینویسد. ـ عجب محاکمهای! قبول دارم اشکالات زیادی در کار است مصاحبه رسمی مهدی نوری با یک سانسورچی کتاب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 12:39 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 20:11 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
در این برنامه شیدا محمدی گزارش دقیقی از وضعیت چاپ و نشر ایرانیان چه در خارج از کشور و چه در داخل از کشور ارائه می دهد. اسفناک است! بن بست کامل است برای نویسنده! و برای همین همه به سوی اینترنت روی آورده اند، چون اینترنت آخرین روزنه است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 0:12 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
گفت و گو با الن سیکسو فيلسوف و تئوريسين فرهنگي را خانم گوشه گیر در آمریکا انجام داده اند.
زنان بزرگترين دشمن خود هستند. بدترين دشمن زنان خود زنان هستند نه مردان... به خاطر اين كه آنان برده اند. ذهن شان اسير بردگي است ستيزه جويي و تهديد بنيادگرايان اسلامي بر مذاهب ديگر اثر گذاشت. زيرا آنها سردرگم و مغشوش شدند. از لحظه اي كه اسلام با چهره ي جديدي وارد ميدان شد، كليميان هم مرتجع شدند و پس از آن مسيحيان دنباله روي آنان شدند من خودم را متعلق به خاكش، به بو، به تنش ميدانم، اما نه به جامعه و فرهنگش. من ميدانستم كه من يك تبعيدي در آن كشور هستم فرويد در مطالعاتش دريافت كه ادبيات راه واقعي رسيدن به علم روانكاوي است. ادبيات ناخودآگاه آدمي است. فرويد به مدرسه ادبيات رفت تا علم روانكاوي را بياموزد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 21:11 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
"چشمانی دیگر" یک مهمانخانه است و اتاقی برای مسافر خسته و تازه از راه رسیده. "چشمانی دیگر" با این هدف ایجاد شده است که شاعران و نویسندگان ساکن ایران که در شرایط سختی از لحاظ چاپ و نشر و پخش به سر می برند برای رساندن حرف و یا شعر و یا داستان خود پنجره ای داشته باشند. در اینجا کسی برای شما حد و چهارچوب تعیین نمی کند. نه! محدودیت سنی نداریم و نه محدودیت عقیدتی و یا حتا مرزهای جغرافیایی. فقط خواندنی باشید. هنری باشید. همین.
لطفاً مطالب خود را به صورت تایپ شده و در فایل ورد بفرستید. فایل پی دی اف و فایل صوتی را نمی توانیم منعکس کنیم. لطفاً از ارسال کارهای تکراری و منتشر شده به اینجا خودداری فرمایید در صورت لزوم به شما لینک داده خواهد شد. با آرزوی موفقیت برای همه |
|
RSS
|
پرونده مه 68

تجاوز در زندان

D'ILXCI À BAYAL, ETUDE COMPARATIVE DE DEUX OEUVRES DE SÂ'EDI

سفرنامه ها

طرح هایی برای کشو (مجموعه داستان)

تئاتری ها: مجموعه مقاله

ادبی ها: مجموعه مقاله

Poetry of Iranian Women, A Contemporary Anthology


رمان صبح نهان

روسپی و روسپیگری در شعر زنان

زنان در آئینه ی سینمای ایران

شالی به درازای جاده ی ابریشم

آسمان نادور است

شبان نیکو

Another Sea, Another Shore: Persian Stories of Migration
ALL RIGHTS RESERVED
ALL RIGHTS RESERVED
ALL RIGHTS RESERVED
Free counter