تبليغاتX
چشمانی دیگر
این وبلاگ برای انتشار مطالب رسیده به چشمان بیدار ایجاد شده است.

مسلم منصوریباربد طاهری: انتخابات ریاست جمهوری اخیرایران و حوادث مربوط به آن را چگونه ارزیابی می کنید؟

مسلم منصوری: تا آنجا که به مجموعه رژیم بر می گردد، همواره هدف از برگذاری انتخابات کشاندن هر چه گسترده تر مردم پای صندوق های رای و مشروعیت دادن به کل نظام بوده است. این بار یکی از مهم ترین اهرمی هایی که رژیم برای این منظور به کار گرفت، مناظره های تلویزیونی به سبک آمریکا بود. با انتخاب موضوع مناظره ها از طرف کاندیداها، در نظر داشت اقشار وسیعی را تهییج کند تا گرایش های مختلف فکری در جامعه، سخنگوی خود را در این مناظره ها پیدا کند و به دنبال آن به پای صندوق های رای گیری روانه شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 18:0  توسط مهستی شاهرخی | 

مميزي را بايد در انواع مختلف آن در نظر گرفت. بدون ترديد همه انواع آن بر خلاقيت هنري تاثير منفي دارد و جنبه خلاقه آثار هنري را کمرنگ مي کند يا از بين مي برد و نوعي ادبيات تصنعي به وجود مي آورد. ولي بدترين نوع آن به نظر من مميزي عرفي و خودسانسوري است که باعث مي شود عناصر رمان از يکديگر بترسند و راحت نفس نکشند. حال آنکه مهم ترين هنر رمان اين است که قادر است يک فضاي گفت وگو براي شخصيت ها فراهم کند تا در نهايت تمثيلي از زندگي فرد و جامعه باشد. هرچه امنيت اين فضا بيشتر تامين شود رمان به مثابه يک اثر يا جهان هنري که زندگي انسان ها را بازنمايي مي کند، قوي تر عمل مي کند. اگر ما بپذيريم که ادبيات آينه زمانه خود است خب ويژگي آينه بودن بايد فراهم شود. اگر نشود آن وقت آينه هاي کاذب پديد مي آيند. به هر حال اگر عناصر جهان رمان در کنش هايشان راحت نباشند و از يکديگر بترسند مجبورند به هم دروغ بگويند. در اين صورت رمان استعاره يي از جهان واقعي انسان ها نيست بلکه يک دروغ است و عناصر آن دروغگو مي شوند و به همديگر و در نتيجه به مخاطب دروغ مي گويند. بعضي ها معتقدند فضاي رمان قادر است جهان ايده آل بين الاذهاني انسان ها را که بر يک دموکراسي بالغ بنا شده است به وجود بياورد و شيوه گفت وگو را به آنها بياموزد. عناصر رمان نبايد مجبور شوند خود را مخفي کنند. اگر مميزي به ايجاد اين فضا بينجامد که معمولاً اين طور است، آسيب زاست. در اين صورت علاوه بر افت آن معيارهايي که گفتيم از طرفي مي تواند منجر به خلق رمان هايي شود که صرفاً نمادمحور يا استعاره محورند. آن وقت مخاطب مجبور به تاويل مي شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 16:55  توسط مهستی شاهرخی | 
مهستي بحريني مي‌گويد كه رابطه بين اثر و تئوري در جامعه ادبي ايران كاملا واژگونه است؛ به عنوان مثال در ادبيات غرب نظريات را از دل آثار استخراج مي‌كنند، اما در جامعه شرقي نويسنده مي‌نشيند و بر مبناي آن تئوري اثر خلق مي‌كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 12:37  توسط مهستی شاهرخی | 

ماندانا زندیان ، شاعر و نویسنده ، در فروردین ١٣٥۱ در شهر اصفهان متولد شد. نخستین شعرش را در دوازده سالگی در قالب غزل سرود و پس از آن به تمرین و تجربه ی قالب های گوناگون شعر کلاسیک فارسی پرداخت. نخستین آشنایی اش با شعر نوین فارسی در هفده سالگی و با کشف هشت کتاب سهراب سپهری اتفاق افتاد.  از ماندانا زندیان سه مجموعه شعر به نام های " نگاه آبی " (نشر پژوهه – ایران / ۱٣٨٠) و " هزارتوی سکوت " ( نشر پژوهه – ایران / ١٣۸٣) و " وضعیت قرمز " ( شرکت کتاب / لس آنجلس / ١٣٨٤) ، در دست است. ماندانا درسال ١٣٨۱، به جمع آوری و تنظیم ترانه های زویا زاکاریان پرداخت و گزینه ای از آن آثار را با نظارت شاعر در مجموعه ای به نام " طلوع از مغرب " ( نشر پژوهه – ایران / ۱٣٨۱) منتشر کرد.

گفتگوی حامد رحمتی با ماندانا زندیان اولین بار در سایت وازنا منتشر شد و در سایت مانیها نیر منعکس شد.


+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 18:45  توسط مهستی شاهرخی | 
محمود دولت آبادی: «سکوت را ترجیح می‌دهم!»

محمود دولت‌آبادی در مسیر بازگشت از سفر هلند، اقامتی کوتاه در آلمان داشت. وی یک روز میهمان دویچه وله بود. فرصتی دست داد تا با رمان‌نویسی که روح و روان مردم سرزمین‌اش را می‌شناسد، درباره‌ی انقلاب ۵۷ به گفتگو بنشینیم.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 18:43  توسط مهستی شاهرخی | 
یاشار کمالمرگ؛ داستانی‌ كه بايد بنويسم

تا پيش از اعلام نام «اورهان پاموك» به عنوان برنده نوبل ادبی، از «ياشار كمال» به عنوان بزرگ‌ترين نويسنده تركیه كه شانس دريافت اين جايزه را دارد، یاد می‌شد. اين نويسنده 85 ساله در گفت‌وگو با گاردين از گذشته‌، فعاليت‌های سياسی‌ و رابطه آن‌ها با نويسندگی‌‌اش گفته ‌است.

«یاشار کمال»، در میان خوانندگان ایرانی نامی آشناست. برخی از رمان‌های او توسط مترجمان مختلف به زبان فارسی ترجمه شده و مقبولیت خاص و عام، یافته‌اند. رمان «اینجه ممد» او تا کنون به بیش از ۲۰ زبان منتشر شده و بارها به فیلم در آمده ‌است. خلاصه تازه‌ترين گفتگوی او با گاردين در پی می‌آيد.

 «من درباره موضوعات روز نمی‌نويسم، برای مخاطب خاصی هم نمی‌نويسم، حتی برای خودم هم نمی‌نويسم. من فقط می‌نويسم».  یاشار کمال می‌گويد: «انسان از مرگ می‌ترسد؛ اما همه ما ناگهان از دنيا می‌رويم. اين داستانی‌ست كه بايد بنويسم».


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 18:44  توسط مهستی شاهرخی | 

ایزابل آلنده

من در بيست سال گذشته هميشه يک غريبه بوده‌ام. ريشه در جايي ندارم. ريشه‌ام در خاطرات و نوشته‌هايم است. به همين دليل خاطرات مهم هستند. اين‌که تو کي هستي اهميتي ندارد، مهم اين است که چه چيزي را به خاطر مي‌آوري. من حافظۀ خوبي ندارم، هميشه خاطراتم را جعل مي‌کنم، چيزهايي را به خاطر مي‌آورم که هرگز اتفاق نيفتاده‌اند. دروغگوي بزرگي هستم. در گذشته فقط يک دروغگو بودم. اما امروز، روايتگري هستم که از طريق دروغ‌هايم امرار معاش مي‌کنم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 18:26  توسط مهستی شاهرخی | 

ژوزه ساراماگوساراماگو: "«نه» براي من واژه بسيار مهمي است. در ضمن، هر انقلابي هم يك جور «نه» گفتن است ديگر. اما مشكل طبيعت بشر اين است كه اين «نه» كم‌كم به «بله» تبديل مي‌شود و اين زماني اتفاق مي‌افتد كه روح انقلاب و خلوصي كه دارد ظرف بيست يا سي سال تغيير مي‌كند و واقعيت چيز ديگري مي‌شود. با وجود همه اينها، همه درباره انقلابي حرف مي‌زنند كه ديگر وجود ندارد. اين ماجرا مثل «آزادي» مي‌ماند: جرمي كه في‌نفسه مرتكب شده..."

ژوزه ساراماگو در ویکیپدیا

متن کامل گفتگوی ساراماگو با لوموند را در وبلاگ سعید کمالی دهقان بخوانید

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 19:51  توسط مهستی شاهرخی | 
 
جومپا لاهیری در لندن متولد شد. پدر و مادرش از مهاجران هندی بوده‌اند. او در آیلند آمریكا بزرگ شد و در كالج برنارد به تحصیل پرداخت. بعد به دانشگاه بوستون رفت و سه مدرك فوق‌لیسانس (در رشته‌های زبان انگلیسی،‌ نوشتار خلاق و مطالعات تطبیقی در ادبیات و هنر) و یك مدرك دكترا در رشته مطالعات دوره رنسانس از آنجا گرفت. لاهیری در سال 2001 ازدواج كرد و هم‌اكنون با شوهر و دو فرزندش در بروكلین به سر می‌برد. كتاب نخست او، مترجم دردها (1999)، مجموعه داستانی بود كه جایزه پولیتزر در سال 2003 انتشار یافت و فیلمی هم از روی آن ساخته شد. در هر دو آنها بحث تقابلات فرهنگی مهاجرانی مطرح می‌شود كه میان فرهنگ‌ زادگاه خود، هند، و راه و رسم غریب سرزمین جدید گرفتار آمده‌اند. در كتاب سوم و جدید او، یك مجموعه شامل هشت داستان تحت عنوان «خاك غریب»، لاهیری همان موضوع همیشگی و مورد علاقه‌اش را پی می‌گیرد، با این تفاوت كه این‌بار او سراغ نسل دوم مهاجران رفته كه هم ناگزیرند ارزش‌های سنتی والدین خود را پاس بدارند و هم ارزش‌ها و معیارهای محیط آمریكایی خود را.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 19:50  توسط مهستی شاهرخی | 
    راینر تراوبه از نشریه اینترنتی قنطره با اورهان پاموک برنده جایزه ادبیات نوبل و میهمان افتخاری در نمایشگاه کتاب فرانکفورت در باره آخرین کتاب او و کشیده شدن ناخواسته توجه‌اش به سیاست به گفتگو نشسته است.

قنطره: اکنون در حدود دو سال است که شما برنده شدن در جایزه نوبل ادبیات را تجربه کرده‌اید. در نگاهی به تجربیات خود در این دو سال آیا زندگی شما نسبت به پیش از این تاریخ تغییری هم کرده است؟

اورهان پاموک: وقتی شنیدم که من برنده این جایزه شده‌ام اولین عکس‌العمل غریزی و شدید من گفتن این نکته به کارگزار انتشاراتی‌ام بود که این رویداد زندگی مرا تغییر خواهد داد. ناگفته نماند که خبر برنده شدنم را او تازه به من رسانده بود. حالا امروز به این نکته رسیده‌ام که در آن هنگام چقدر خوش بین بودم. بله. زندگی من البته تغییر کرد، اما در عادات کاری من هیچ تغییری ایجاد نگردید. من هنوز هم به شدت به اصول زندگی روزمره خودم وفادار مانده‌ام: صبح‌ها هنوز هم خود را موظف می‌دانم که زود از خواب بیدار شوم، بنویسم، برنامه‌ی کاری را که از قبل تعیین کرده‌ام دقیقاً مراعات کنم و به همین منوال.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 19:45  توسط مهستی شاهرخی | 
orhan-pamuk.jpg
مصاحبه اشپیگل با (اورهان پاموک) برندۀ جایزۀ نوبل ادبیات سال 2006 به بهانه انتشار کتاب جدیدش «موزۀ بی گناهی»، طرحش برای احداث موزه ای در استانبول و آرزوی ملتش برای نزدیکی به جامعه اروپا.
اشپیگل: آقای پاموک قهرمان رُمان جدید شما «کمال» پسر یک خانوادۀ مرفه در استانبول دهه هفتاد است که بدلیل روی آوردن به شیوۀ زندگی متفاوت باعث دلسردی و یاس فامیل از خود می گردد. می توان گفت که شما در« کمال» همزاد خود را می بینید؟

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 19:44  توسط مهستی شاهرخی | 

اورهان پاموکپاموك: من براي تبليغ كردن يك خط مشي يا نوع فكري آن هم به هر دليلي، رمان سياسي نمي‌نويسم. من تنها مي‌خواهم شرايط روحي زندگي مردم در يك شهر را تشريح كنم. نام شهر، كارس است كه يكي از دورافتاده ترين نقاط شمال شرقي تركيه محسوب مي‌شود اما به نظر مي‌رسد آيينه‌يي باشد در يك مقياس كوچك از وضعيت فعلي تمام كشور تركيه.

متن کامل گفتگو با اورهان پاموک را در سایت پندار بخوانید

و گفت‌وگوی لوموند با اورهان پاموك؛ برگردان از سعید کمالی دهقان را هم ببینید

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 18:29  توسط مهستی شاهرخی | 
خولیو کورتاسار

«آينده كتابهاي من يا ديگران كوچكترين دلواپسي من است... نويسنده واقعي كسي است كه وقتي مي نويسد، كمان را تا ته مي كشد و سپس آن را به ميخ آويزان مي كند تا برود با دوستانش چيزي بخورد. تير درست، به سمت هواست، به هدف اصابت خواهد كرد يا نه؟ تنها احمقها مي توانند ادعاي تصحيح مسير تير را بكنند، يا در حالي كه از زاويه جاودانگي آن را مي پايند، پشت سرش بروند تا چند تا هل كوچولوي تكميلي به آن بدهند...»  اين جمله ها متعلق به «خوليو كور تاسار»؛ نويسنده آرژانتيني است. اين روزها به خاطر سالروز تولدش، نام اين آقاي نويسنده بر سر زبانهاست و به پاس بزرگداشت او، كتابهايش دست به دست مي چرخند و خوانده مي شوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 17:16  توسط مهستی شاهرخی | 

مصاحبه گر: کاترین پورت ون

برگردان: بهروز عارفی

آیا تمایل دارید از شعر صحبت کنید؟

-  نه، هنگامی که واقعیت ها مبرم اند، شعر باید سکوت اختیار کند. چندی پیش در شهر ناصره واقع در جلیل، منطقه زادگاهم، در باره شعر سخنرانی می کردم. یک بار دیگر به دیدگاه «شعر ملی» و میهنی که گوئی فلسطینی ها محکومش شده اند، تاختم. نه، گل سرخ، الزاما نماد زخم های شهیدان نیست. فردای آن شب، بازدید آریل شارون از صحن مساجد در بیت المقدس به آتشی دامن زد که هنوز شعله ور است. واقعیت از هر سخنرانی گویا تر است... و این واقعیت درست مخالف گفته من درآمد. برای ما هنوز وقت آن نرسیده که فقط از شعر صحبت کنیم. ترانه زندگی سر دهیم و شکنندگی انسان را در برابر عشق به تصویر بکشیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 17:10  توسط مهستی شاهرخی | 
 
تونى موریسن

تونی موریسون، نخستین زن سیاهپوست برنده نوبل ادبیات، در تازه‌ترین گفت‌وگوی مطبوعاتی خود به سوالات صمیمانه دوستدارانش پاسخ گفت. ترجمه این گفت‌و‌گو که چندي پيش در نشریه تایمز منتشر شده است در پی می‌آید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 18:29  توسط مهستی شاهرخی | 

آذر نفیسی

مصاحبه آذر نفیسی با تلویزیون صدای آمریکا درباره کتاب "لولیتاخوانی در تهران"

Azar Nafisi (1)/ Azar Nafisi (2)/ Azar Nafisi (3)/

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 17:14  توسط مهستی شاهرخی | 
جینا نهایی
 

جینا نهایی در تهران در خانواده‌اى يهودى به دنيا آمده  و از سال ۱۹۷۷ در آمريكا زندگي مى كند. از او تاكنون رمان هاى متعددى به زبان انگليسى منتشر شده كه بيشتر آنان به زبان هاى مهم اروپايى از جمله آلمانی نیز ترجمه شده‌اند. جينا نهايى به تازگی برای معرفى آخرين رمان خود با نام «باران خزر» به آلمان آمد و برای دویچه وله نیز این فرصت فراهم آمد که با او درباره زندگی و آثارش به گفت‌وگو بنشیند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 17:9  توسط مهستی شاهرخی | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 18:54  توسط مهستی شاهرخی | 
 

گریزگاهی می­جویم

پیش تو

از خویش

گریزگاهی برای این دست های خالی از صلح

تا به ترس های من

خیره نشوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 17:12  توسط مهستی شاهرخی | 

ویسلاوا شیمبورسکا «ویسواوا شیمبورسکا» شاعر هشتاد و پنج‌ساله‌ی لهستانی می گوید: «واقعیت این است که من اصلا نمی‌فهمم مردم چه علاقه‌ای دارند که با من مصاحبه کنند. در این چند سال اخیر بیشترین عبارتی که من گفته‌ام این بوده که «نمی‌دانم.» به سنی رسیده‌ام که باید از نظر آگاهی آدم جا افتاده‌ای باشم اما واقعیت این است که هیچ چیز نمی‌دانم. به نظر من بیشتر خرابکاری‌ها و افتضاحات بشری را آدم‌هایی به بار آورده‌اند که فکر می‌کرده‌اند می‌دانند.»

متن کامل گفتگو با «ویسواوا شیمبورسکا» را در سیب گاززده سعید کمالی دهقان بخوانید. ویسلاوا شیمبورسکا در ویکیپدیا/ شیمبورسکا در سایت برندگان جایزه نوبل

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 19:6  توسط مهستی شاهرخی | 

فروغ فرخزادفروغ را دو چیز مهم می کند: شهامت و اصالتش. منظورم از اصالت، نظر داشتن به سنت نیست. منظورم بیان رگی و خونی تجربه است. یعنی اول زیستن تجربه و بعد نوشتن. فروغ با خودش راحت است و تعارفی ندارد و این در فرهنگ ایرانی نادر است. شما به شعر دنیا هم که نگاه کنید می بینید که شعرایی مهم هستند و دهه ها پس از مرگشان هنوز در موردشان می نویسند که اصیل هستند و شهامت داشتند: شهامت اصیل بودن، خود بودن! اهمیت او در این است که در فرهنگ "خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو" خودش بود. مسئله دیگری را هم بگویم. خود بودن او نتیجه تفحص و تلاش انتلکتوال نبود. مثل "خود بودن" آدم هایی که عرق می ریزند تا فردیت داشته باشند. فردیتی کتابی و حتی زوری! او خودش بود. با همه ضعف ها و قوت هایش، با همه آنچه که می دانست و نمی دانست، با همه آنچه که داشت و نداشت. تلاش نکرد چیزی غیر از آنکه هست باشد و در آنچه که بود رشد کرد و در آنچه که بود آری و نه گفت. و این هیچ کار کمی نیست، به ویژه در فرهنگ ما و به ویژه برای یک زن.

بقیه مصاحبه رادیویی در ویژه نامه فروغ

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 17:56  توسط مهستی شاهرخی | 
منیرو روانی پور

من به چاپ کتاب به شیوه "باری به هر جهت" معتقد نیستم و کسی را هم در حدی نمی بینم که برایم خط و خطوط تعیین کند. واقعیت این است برای تن ندادن به سانسور دست به چاپ کتابهایم نمی زنم، چرا که بعد از سالیان سال کار کردن در یک محیط بسته هم خودم را می شناسم و هم آنانی را که پشت میز نشسته اند.

همین عقب نشینی های ظاهرا کوچک، حذف یک کلمه، یک پاراگراف، یک عکس و...موجب تباهی متن می شود و در پی اش تباهی نویسنده و خواننده را به دنبال دارد. نمی دانم نویسنده ای که با اجازه دیگران کار و زندگی کند چه جور نویسنده ای می تواند باشد.

مجموعه داستان من "سنگهای شیطان" هفده سالی می شود که توقیف است، خوشبختانه نه ناشر اهل زدوبند بوده ونه من قبول کرده ام که داستانی را به جای داستان دیگر بگذارم یا چیزی را حذف کنم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 18:36  توسط مهستی شاهرخی | 
دوریس لسینگ

 

نویسندگان اغلب از من درباره ی شرایط من هنگام نوشتن می پرسند: "چکار می کنی؟ آیا با کامپیوتر می نویسی؟ یا با قلم؟" اما به نظر من پرسش ِ مهم این یکی است: آیا جای خاص خود را یافته ای، اتاق خالی ای که تو را هنگام نوشتن در خود احاطه کند؟ اتاق خالی ، شکلی است از گوش فرادادن، توجه، کلماتی که می آیند، کلمات فرم گرفته ی تو، افکار – الهامات و شرط زنده شدن ا شعار و داستان های مرده ، یافتن چنین مکانی است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 19:16  توسط مهستی شاهرخی | 

شیما کلباسی

پیش از این پژواک در تبعید، مجموعه شعری از شیما کلباسی را معرفی کرده ایم.

پژواک در تبعید کاندیدای کتاب ملی آمریکا در سال 2007 شد/  گفتگوی صدای آمریکا با شیما کلباسی را در این باره بشنوید. برای دیدن گفتگوی شیما کلباسی با صدای آمریکا اینجا را کلیک کنید

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 22:28  توسط مهستی شاهرخی | 

شعله وطن آبادی، یکی از دو مترجم مجموعه داستانی درباره مهاجرت، به نام ساحلی دیگر، کرانه ای دیگر  است می گوید: "نويسنده اي كه مهاجرت مي كند تا مدتي درگير زمان و مكان هاي گذشته است و اين گذشته بر او غلبه دارد. مرحلهِ بعد وقتي است كه چون گذشته هنوز غلبه دارد وي با واقعيت هاي زماني و مكاني اكنون رو در رو مي شود. در مرحلهِ سوم، زمان و مكان گذشته با زمان و مكان حال با هم ادغام مي شوند و هويت جديدي شكل مي گيرد كه آميخته اي از گذشته و اكنون است."

متن کامل گفتگو با شعله وطن آبادی: ادبیات مهاجرت، ادبیات جهانشمول

Another sea, another shore

مجموعه داستان دریایی دیگر، ساحلی دیگر، داستان هایی کوتاه از مهاجرت ایرانیان به زبان انگلیسی با ترجمه: شعله وطن آبادی و محمد مهدی خرمی. برای اطلاعات بیشتر در مورد همین کتاب ایرانیکا و درباره همین کتاب را ببینید. 

بخشی از داستان ساعت شنی از مهستی شاهرخی که جزو داستانهای این مجموعه است.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 17:2  توسط مهستی شاهرخی | 

اولین مصاحبه رسمی با یک سانسورچی وزارت ارشاد

مهدی نوری: به ناشر می‌گوئید کلمه "پستان" را از روی جلد یک کتاب فوق تخصصی ضد سرطان بردارد و هر چه ناشر از سوی مولف به شما اعلام می‌کند که کلمه‌ی "سینه" که بررس محترم پیشنهاد داده است؛ کلمه‌ی درستی نیست (معنای علمی سینه، قفسه‌ی سینه است) مورد قبول قرار نمی‌گیرد. کتاب ماه‌ها معطل می‌شود تا آنجا که نویسنده که پزشک سرشناس تشخیص سرطان است به روزنامه‌ای نامه سرگشاده می‌نویسد.

ـ عجب محاکمه‌ای! قبول دارم اشکالات زیادی در کار است

مصاحبه رسمی مهدی نوری با یک سانسورچی کتاب

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 12:39  توسط مهستی شاهرخی | 

آرش نقیبیان: "به شخصه اعتقاد دارم، نشر کتاب در خارج از ايران هيچ آينده‌ای ندارد؛ به چند دليل: اول اين که نسل دوم و سوم ايرانيان خارج از کشور به ندرت به زبان فارسی، کتاب می‌خوانند و می‌نويسند. نکته‌ی ديگر پراکندگی ناشران خارج از ايران است که مشخصا در ۳ کشور اروپايي: سوئد، آلمان و فرانسه و نیزدر ايالات متحده‌ی آمريکا هستند. اين، امکان توزيع گسترده‌ی کتاب را بسيار دشوار و گاه غير ممکن می‌کند. بحث مهم ديگر، تيراژ ۲۰۰ تا ۵۰۰ نسخه‌ای کتاب، در خارج از کشور است که آن هم گاه، سال‌ها طول می‌کشد تا به پايان برسد."

متن کامل گفتگوی آرش نقیبیان با رادیو دویچه وله آلمان

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 20:11  توسط مهستی شاهرخی | 

شیدا محمدیگفتگوی صدای آمریکا با شیدا محمدی در مورد سانسور و نشر و چاپ ایرانیان در داخل و خارج از کشور

در این برنامه شیدا محمدی گزارش دقیقی از وضعیت چاپ و نشر ایرانیان چه در خارج از کشور و چه در داخل از کشور ارائه می دهد.

اسفناک است!

بن بست کامل است برای نویسنده! و برای همین همه به سوی اینترنت روی آورده اند، چون اینترنت آخرین روزنه است.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 0:12  توسط مهستی شاهرخی | 

 

گفت و گو با الن سیکسو فيلسوف و تئوريسين فرهنگي را خانم گوشه گیر در آمریکا انجام داده اند.

 

بعضي ها در اوائل زندگيشان فرد عزيزي را از دست داده اند. اكثر مردم چنين تجربه هايي را اصلا نداشته اند. نه تجربه جنگ و نه تجربه از دست دادن را. و به دليل نداشتن اين تجربيات انساني آنها آدمهاي ناكاملي هستند  

 

زنان بزرگترين دشمن خود هستند. بدترين دشمن زنان خود زنان هستند نه مردان... به خاطر اين كه آنان برده اند. ذهن شان اسير بردگي است

 

ستيزه جويي و تهديد‌ بنيادگرايان اسلامي بر مذاهب ديگر اثر گذاشت. زيرا آنها سردرگم و مغشوش شدند. از لحظه اي كه اسلام با چهره ي جديدي وارد‌ ميدان شد، كليميان هم مرتجع شدند و پس از آن مسيحيان دنباله روي آنان شدند

 

من خودم را متعلق به خاكش، به بو، به تنش ميدانم، اما نه به جامعه و فرهنگش. من ميدانستم كه من يك تبعيدي‌ در آن كشور هستم

 

فرويد در مطالعاتش دريافت كه ادبيات راه واقعي رسيدن به علم روانكاوي است. ادبيات ناخودآگاه آدمي است. فرويد به مدرسه ادبيات رفت تا علم روانكاوي را بياموزد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 21:11  توسط مهستی شاهرخی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
"چشمانی دیگر" یک مهمانخانه است و اتاقی برای مسافر خسته و تازه از راه رسیده. "چشمانی دیگر" با این هدف ایجاد شده است که شاعران و نویسندگان ساکن ایران که در شرایط سختی از لحاظ چاپ و نشر و پخش به سر می برند برای رساندن حرف و یا شعر و یا داستان خود پنجره ای داشته باشند. در اینجا کسی برای شما حد و چهارچوب تعیین نمی کند. نه! محدودیت سنی نداریم و نه محدودیت عقیدتی و یا حتا مرزهای جغرافیایی. فقط خواندنی باشید. هنری باشید. همین.
لطفاً مطالب خود را به صورت تایپ شده و در فایل ورد بفرستید. فایل پی دی اف و فایل صوتی را نمی توانیم منعکس کنیم. لطفاً از ارسال کارهای تکراری و منتشر شده به اینجا خودداری فرمایید در صورت لزوم به شما لینک داده خواهد شد. با آرزوی موفقیت برای همه

پیوندهای روزانه
من سر ستیز ندارم
چند نکته ایمنی و فیلترشکن
مادرم یک شاهزادهء فارسی است
فریدریش شیلر؛ شاعری برای تمام سال­ها
بازخوانی فرهنگ
گمگشتگی‌ها در تلاش‌های جنبش مدنی
صد سالگی کرگدن‌
یکی از همین روزها
تنبیه
وصیت‌نامه‌ی محمد مختاری
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
آرشیو موضوعی
خبر
داستان
شعر
نقد
طنز
پژوهش
ترجمه
مقاله
ادبیات معاصر فرانسه
گفت و گو
گزارش
نکته بینی
ویژه نامه های چشمان بیدار
معرفی کتاب
نمایشنامه
فراخوان
نشر الکترونیکی چشمان بیدار
خاطره
داونلود مقاله یا کتاب
پیوندها
فیلترشکن
فیلترشکن
علیه خشونت
تکذیب نامه
هرگز به سانسور و معناگذاری نوشته ام رضایت نداده ام
معناگذاری و سانسور در اینترنت
نشر دروغ
آیا سکوت خواهید کرد؟
نوشتن فارسی آسان و تقویم ایرانی
فارسی نویسی راحت و بدون غلط برای همه
از "چشمان زنان" ایرانی
ویژه نامه های چشمان بیدار
نجات دشت پاسارگاد
وبلاگهای ایرانیان خارج از کشور
چشمان بیدار (وبلاگ شخصی)
چشمان بیدار (مجموعه آثار)
چشمان زنان
سایتهای مرجع برای پژوهش
کانون پژوهش های ایرانشناختی
میراث فرهنگی
بنیاد میراث پاسارگاد
دیوان شاعران پارسی گوی
کتابهای رایگان فارسی
آثار سخنسرایان پارسی گو
آریا ادیب
شیما کلباسی
مژگان کاهن
رضا حیرانی
در سایه روشن کلام
کتاب نمایش (چهره)
ناگفته های انقلاب پنجاه و هفت
مانیفست
بکتاش آبتین
علیرضا زرین
گسترش زبان فارسی
مانیها
بیژن باران
داونلود چند کتاب ادبی
خسرو ناقد
محمد قائد
شهرام رحیمیان
علی آرام
سمرقند
علی علیزاده
رامین مولایی (ادبیات اسپانیایی زبان)
اعظم کمالی
محمد جلالی چیمه (م. سحر)
وازنا
ایرانیکا
دیباچه
رضا سیدی پور
کارگاه داستان جغد
بازنگار
گویا
وب سایت مهناز
رجب محمدین
شهر بم
دیگران
یدالله رویایی
کتاب نوشت
آزادی بیان و اندیشه
گات های زرتشت
the days
دوره یازده جلدی تاریخ تمدن ویل دورانت
افسانه ها و اساطیر ایران
شعله ولپه
کتایون زندوکیلی
نادره افشاری
صحنه ها
علاء الدین
آرشیو کتاب های ممنوعه
سینمای آزاد بصیر نصیبی
آریانه یاوری
مهدی فتاپور
لاله ایرانی
پرویز صیاد
هادی خرسندی
نیلوفر بیضایی
محمود کویر
خزه
فرهنگ گفتگو
ره آورد
محمود کیانوش
علیرضا سیف الدینی
دوستان لوموند دیپلماتیک
آوای آزاد
فرهاد بابایی
محمدعلی شاکر
ژیلا حمیدی
شهرنوش پارسی پور
سایت سارا شعر
کتاب اولیس جویس
شهلا بهار دوست
مریم آموسا
شهروز رشید
ساقی قهرمان
کتاب "اعترافنامه ی دختران بد"
دوره ی کامل تاریخ طبری
اسماعیل خویی
سهراب سپهری
مهناز هدایتی
رضا کاظم زاده
علی باباچاهی
وبلاگ گروهی کتابداران ایران
وبلاگی برای پروین اعتصامی
وبلاگ عزت گوشه گیر
شیدا محمدی
سردار صالحی
آمنه فرخی
هادی خوجینیان (کودکی گم شده)
شاهدبازی در ادبیات ایران/سیروس شمیسا
روجا چمنکار
آرامش دوستدار
جشنواره شعر صلح
عزت گوشه گیر (وبلاگ)
محسن سراجی
ژاله سیفی
ترجمه با گوگل
کلاه استودیو
شریفه بنی هاشمی
ارکیده بهروزان
کتاب ویس و رامین
یادداشتهای یک قبضه خاک
پیاده رو
بی اجازه ها
محمود فلکی
نویسندگان و شاعران فرانسه
سهیل پارسا
وریا محمدی
بولنت کلیک
سیروس سیف
انجمن شاعران زنده
انجمن شاعران مطرود
آموزش زبان فرانسه
ناصر یوسفی
شیوا مقدم
نشریه فرهنگی مردم لرستان
علیرضا ذیحق
خیرالله فرخی
حمیدرضا حسینی (نمیرا)
صدرالدین زاهد
فانتزی آکادمی
صدیق تعریف
گروه تئاتر سکو
سپیده شاملو
داروگ
پیرایه یغمایی
مرجع تمام سایتهای تفریحی
مهناز حمیدی
شکوه میرزادگی
خلاف جریان (هنر انقلابی)
آنچه از زبان فرانسه آموختم
زاگرس استوری
بنفشه حجازی
جدیدآنلاین
علی ثاراللهی
Grande Bibliothèque Poétique
مطرود
لیلا صادقی
دریاباری
داونلود سه کتاب
کتاب "تئوری شعر" اسماعیل نوری علا
مینو نصرت
نفیس نیا
هیجار
گزارشگران بدون مرز
ناصر فکوهی
حامد رحمتی
روشنک استاد
مهتاب کرانشه
رضا سلطانی (دانشکده هنرها، دپارتمان تئاتر)
روجا چمنکار
مهدی مرعشی
پگاه احمدی
فیروزه
یک پزشک
بهاره خلیقی
محمود دولت آبادی
رضا بهارلو
امیر کوهستانی
جمشید گلمکانی
کاظم شهریاری
امیر آزاده دل
آزاده دواچی
ده دقیقه به نه
بوی کاغذ
نصور
مونا ظهوری
آزاده ملکی
لیدا قدسی
Sylvie Lasserre
علیشاه مولوی
امیرحسین تیکنی
ارغنون
دیوان شمس تبریزی
آزیتا قهرمان
زهرا علی اکبری
سرو
محمد مختاری
داونلود فرهنگ لغات به زبان های مختلف
خالد حسینی
کتابخانه دیجیتالی یونسکو
کتابخانه اینترنتی اروپا
آواز دسته جمعی ملاحان گمشده
لیلا نوری نائینی
بهرام بیضایی
محمدحسیم جدیدی نژاد
کتایون روحی
مهدی دانش
ترجمه با گوگل
قصیده گلمکانی
جستجوگر بینگ
جستجوگر کوپرنیک
ترجمه آنلاین
تبدیل فرمات به متن
پژمان الماسی نیا
بابک صحرانورد
آرش حجازی
گزارشگران
کتاب فارسی
شکوفه تقی
رضا مقصدی
اسد امرایی
کافه کوکائین
کتابخانه حقوق بشر
محمود مسعودی
مهستی محبی
پوشه
گل آقا
آذر نفیسی
لیلا فرجامی (فارسی)
لیلا فرجامی (انگلیسی)
احمد امانی
شعر و نوشته های بنفشه کمالی
عنکبوت گویا
مردمک
اسماعیل هوشیار
علیرضا رضایی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

ویژه نامه های چشمان بیدار


تجاوز در زندان

پرونده مه 68


D'ILXCI À BAYAL, ETUDE COMPARATIVE DE DEUX OEUVRES DE SÂ'EDI



سفرنامه ها


طرح هایی برای کشو (مجموعه داستان)


تئاتری ها: مجموعه مقاله


ادبی ها: مجموعه مقاله


Poetry of Iranian Women, A Contemporary Anthology


وبلاگ جمهوری سکوت

جمهوری سکوت - متن کامل


رمان صبح نهان


روسپی و روسپیگری در شعر زنان


زنان در آئینه ی سینمای ایران


اعدام!!!سنگسار!!!


شالی به درازای جاده ی ابریشم


آسمان نادور است


شبان نیکو


Another Sea, Another Shore: Persian Stories of Migration
ALL RIGHTS RESERVED



ALL RIGHTS RESERVED



ALL RIGHTS RESERVED

Nedstat Basic - Free web site statistics
Personal homepage website counter
Free counter