تبليغاتX
چشمانی دیگر - آزادی بیان بی هیچ قید و شرط، گزارش عباس شکری از کنفرانس مطبوعاتی سلمان رشدی در نروژ
این وبلاگ برای انتشار مطالب رسیده به چشمان بیدار ایجاد شده است.

سلمان رشدیگزارش کنفرانس مطبوعاتی سلمان رشدی در نروژ

 

روز چهارشنبه چهارم فوریه از طرف اتحادیه روزنامه نگاران نروژ به کنفرانس خبری دعوت شدم. پیش از پاسخ منفی برای عدم شرکت در کنفرانس نمی دانم چرا پرسیدم چه کسی قرار است در این کنفرانس خبری شرکت کند؟ مسئول روابط عمومی اتحادیه روزنامه نگاران با خنده ای معنی دار در پاسخ پرسید؛ مگر ایمیل روز پیش را نخوانده ای؟ در جواب منفی من که اصلا از شما ایمیل دریافت نکرده ام، ضمن حیرت، پوزش خواست و گفت احتمالا از اهمال کاری هایی است که من می کنم. در ادامه هم گفت که سلمان رشدی که برای شرکت در نمایشگاه کتاب شهر "لیله استروم" به نروژ سفر کرده قرار است در این کنفرانس مطبوعاتی با روزنامه نگاران که تعدادشان هم زیاد نیست، گفتوگو کند. حالا دیگر اندیشه ی شرکت نکردن در این کنفرانس خبری را از سر به در کرده ام و می پرسم ضبط صوت و دوربین را باید از قبل تحویل دهیم یا مجاز است؟ با آهی می گوید متأسفانه مهلت تحویل وسایل خبری مثل دوربین و ضبط صوت گذشته است. می گویم پس کاغذ و قلم ام را می آورم که می گوید نیازی نیست که آنها را هم بیاوری، اینجا همه چیز هست. به این ترتیب قرارمان ساعت یک و نیم بعدازظهر روز چهارشنبه می شود و با هم بدرود می گوییم.

به سالن برگزاری مراسم خاص و کنفرانس های خبری اتحادیه روزنامه نگاران نروژ که وارد شدم، بر خلاف همیشه تعداد معدودی خبرنگار را در آنجا مشاهده کردم. خبرنگار آشنایی که تقریبا در همه ی این گونه برنامه ها یکدیگر را می بینیم به طرف من آمد و پرسید، تو را هم دعوت کرده اند؟ جواب دادم مگر انتخابی بوده، که پاسخ شنیدم، بله، همه خبرنگاران را خبر نکرده اند. کم کم اما حدود 40 تا 50 خبرنگار در سالن گرد آمدند و برنامه طبق قرار قبلی دقیقاً ساعت دو بعداز ظهر با توضیحات مسئول روابط عمومی اتحادیه روزنامه نگاران نروژ شروع و قرار بر این شد که فقط پنج نفر طرح پرسش کنند که از روی خوش شانسی یکی از آنها من بودم. اول فکر کردم که در مورد کتاب جدید او که تازگی ها به نروژی هم ترجمه شده و من هم نقدی بر آن نوشتم، پرسش کنم، اما در نهایت به نتیجه ای دیگر رسیدم که موضوع عمومی تری را مطرح کنم. در مشورت با همکاران پرسش ام را در میان گذاشتم که همه راضی و موافق بودند. به ناگاه چراغ های بخش درونی سالن خاموش و چراغ روی صحنه که با یک میز و مقداری گُل آرایش شده بود در حالی روشن شد که سلمان رشدی پشت میز خطابه قرار داشت. همه با شور و هیجان با دست زدن حضورش را خوش آمد گفتند و بلافاصله از دری دیگر وزیر امور خارجه ی نروژ وارد صحنه شد و به سلمان رشدی و روزنامه نگاران خوش آمد گفت. به این ترتیب و بدون هیچ فوت وقتی پرسش و پاسخ شروع شد.

 در جمله ای کوتاه سلمان رشدی گفت: مبارزه با آزادی فاشیست ها و راسیست ها به تنهایی کافی نیست، چرا که روی دوم این سکه می تواند ملاحظه کاری و دست در پناه چراغ حرکت کردن را در نوشتار به وجود بیاورد.

در پاسخ این پرسش که منظور شما از ملاحظه کاری چیست؟ رشدی گفت:

همه می دانید که ما در زمانه ی احتیاط کاری زندگی می کنیم. مردم به شدت ملاحظه کار شده اند و از هر اقدام غیرمعمول ترس دارند و از مرزهای عادی پا فراتر نمی گذارند. این در شرایطی است که گرفتاری های ملاحظه کاری و احتیاط، گریبان هنرمندان را هم گرفته. انگار که ما همه ملزم به رعایت باید و نبایدهایی هستیم که از پیش تعیین شده اند.

در گفتمانی که رشدی با وزیر خارجه ی نروژ آقای "استوره گار" داشت، دشواری های ادبیات و آزادی بیان را به بحث گذاشت. این گفت و گوی کوتاه زمانی داغ شد که وزیر امور خارجه ی نروژ گفت: "آرزوی من آزادی بیان توأم با وجاهت و احترام کلام است". این سخن سلمان رشدی را کمی برافروخته کرد و بلافاصله در واکنشی زیبا گفت:

آزادی بیان زمانی سرشت آزادی را در بردارد که نه رعایت وجاهت کلام و نه هیچ نوع قید و شرطی هنرمند را وادار به ملاحظه کاری نکند. در توضیح بیشتر ملاحظه کاری، رشدی افزود: رعایت و ملاحظه کاری چالش بزرگی است رودر روی هنرمندان. چرا که مبارزه با راسیسم و تبعیض نژادی به طور نهادین کاملا درست است، اما همانطور که گفتم این مبارزه خالق نوعی از ملاحظه کاری در نوشتار می شود. ملاحظه کاری از آن جا ناشی می شود که اگر هنرمندی جرأت کند و از چهارچوب های جاری فراتر رود، احتمال این که برچسب انگیزه های ثانوی غیر از هنر نوشتار، مثل کسب شهرت، پول و مقام به او بزنند، زیاد است.

در ادامه برای توجیه آنچه بر زبان رانده است، رشدی عبارتی زیبا از کتاب جدید خود را که از هر نظر جذاب است، می خواند که در سده ی پانزدهم میلادی رخ داده است. رویدادی که "کالینو" روایت می کند و نقش ادبیات در جهانی که به سرعت در حال تغییر است.  طوری که نویسنده فرصت کافی برای پرداختن به همه ی آنچه روی می دهد ندارد. یعنی سرعت تحولات سریع تر از پرداختن نویسنده به رویدادهای زمانه است.

در پاسخ این که بیست سال از فتوای مرگ شما می گذرد و ...، سلمان رشدی سخنان خبرنگار را قطع کرد و گفت من حالا بعد از بیست سال هیچ علاقه ای ندارم که به این فتوای مرگ فکر کنم و در آن مورد حتی حرف بزنم. از نظر من این موضوع به گذشته مربوط است و بحث های احتمالی این مورد هم به خاک سپرده شده اند.

خبرنگار دیگری از او پرسید: چرا ستون ویژه ای که در نیویورک تایمز داشتید را ادامه ندادید؟

رشدی با لبخندی رازآمیز، در جواب گفت: کار بسیار سختی بود. من نویسنده ام  نه روزنامه نگار. واقعا کار شما روزنامه نگاران دشوار است. حالا می فهمم که مارکز چه روزگار دشواری را پشت سر گذاشته، آخر در آن واحد در موردی معین و آن هم هر ماه می بایست دو نوع نظر متفاوت داشته باشم که آن هم برای من که نظریه پرداز هم نیستم، کار آسانی نبود.

حالا نوبت به من رسیده است و مجری برنامه مرا به عنوان روزنامه نگار آزاد و خبرنگار هفته نامه ی شهروند، چاپ کانادا که یکی از بزرگترین نشریات ایرانیان مقیم خارج کشور است، معرفی می کند. در پایان هم یادآور می شود که من ایرانی ـ نروژی هستم. زیرچشمی انگار مرا می پاید و منتظر پرسش من است. از او می پرسم:

 

آقای رشدی در جایی خواندم که منتقدی معتقد بود، خواندن آثار شما بدون آگاهی از بیوگرافی شما برای خواننده ی حرفه ای چندان ساده و آسان نیست. آیا خود شما فکر می کنید که خواندن آثارتان در کنار بیوگرافی تان به عنوان پس زمینه، خواننده را با مشکل روبرو می کند؟

می خندد و می گوید: فتوای مرگ را پشت سر گذاشته ام اما روزنامه نگار گرامی ایرانی ـ نروژی یقه ام را رها نمی کند. بعد از کمی سکوت و تعمق سر بالا می گیرد و می گوید: از خیلی جهات بله. احساس این که به دلایل گمراه کننده ای آثار نویسنده ای خوانده شود موجب می شود که خواننده به مرکزی دیگر ارجاع شود، شاید به نقطه ی آغازین. خواننده اگر به دلایلی غیر از ادبیات نوشته های مرا بخواند، به نقطه ای ارجاع می شود که من نمی شناسم. من فقط یک نویسنده هستم و باید ارجاع خواننده به این جهت باشد، اما چنانچه می دانید، ما در جهانی زندگی می کنیم که جدایی سیاست از زندگی شخصی واقعاً دشوار شده است. به دلیل وجوه سیاسی و رسمی دولت ها در جوامع گوناگون، زندگی ما چنان است که امروز هست. اگر وجوه سیاسی نبود، تو، خودت را می گویم، آیا اکنون در کشوری در شمال اروپا زندگی می کردی یا در آفتاب گرم ایران؟

در ادامه بگذار توضیحی بدهم که اگرچه بخشی از چشم انداز بینش من است ولی نه همه ی آن اما اینجا به پرسش شما مربوط می شود. هنر باید از جنبه شخصی با انگیزه ی انسانی رشد کند و نه سیاسی. اگر چنین شود آنگاه بحث های جذاب مطرح خواهند شد. در هر حال به نظر من هنر زمانی جذاب است، کامل است و بی آلایش که توسط نویسنده ای خلق شود که آزادانه اندیشیده و به وسیله ی هنر حاصل اندیشه هایش را معرفی کرده باشد. هنرمندی که درگیر قوانین ایدئولوژیک یا سیاسی دولت خاصی نباشد می تواند هنر ناب بیافریند.

روزنامه نگار دیگری که از سوئد آمده بود پرسید: در رابطه با کتاب قبلی تان در گفت و گویی گفتید که ما در بدترین سال های صد سال اخیر زندگی می کنیم. حتی بدتر از سال های جنگ ویتنام. در آن مصاحبه ما را به ضعف بحث و گفت و گوهای جاری در جامعه ارجاع دادید، آیا هنوز هم بر این باور هستید که زمانه ی ما بدترین سالهای صد سال اخیر است؟

سلمان رشدی: نویسنده اگر خوش بین نباشد نمی تواند ادبیات خلق کند. به همین خاطر هم من بر این باورم که آن کتاب بتواند به بحث های جدی در جامعه دامن بزند، هرچند شاهد هستیم که تأثیرگذاری آن به عنوان وسیله ای برای تفسیر اخبار آرام و تدریجی است. می بینید که در حال حاضر وقایع فوق العاده ای در جهان رخ می دهد.

روزی که انتخابات آمریکا برگزار می شد، من در گوشه و کنار شهر نیویورک پرسه می زدم و جوانانی می دیدم که "دیک چینی" تخم ناامیدی و یأس را پیش پای شان کاشته و هویت فردی آنها را بی ارزش قلمداد کرده بود. جوانان به چیزی باور داشتند که ما در دهه ی 1960 آموخته بودیم. با همه ی پلشتی هایی که ده سال گذشته شاهد آن بوده ایم، اکنون بار دیگر این جوانان با حضور در خیابان های آمریکا این پیام را به سیاستمداران جهان می دهند که: "فردیت و هویت فردی می تواند جهان را عوض کند". آیا این خوش بینی بکبار دیگر رخت بر خواهد بست؟ شاید، اما پس از هشت سال شوربختی که آمریکا چهره ی ناهنجاری به جهان نشان داد، اکنون باید امیدوار باشیم که چرخ جهان بر پاشنه ای دیگر خواهد چرخید.

ادامه دارد

 برگرفته از شهروند

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 15:10  توسط مهستی شاهرخی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
"چشمانی دیگر" یک مهمانخانه است و اتاقی برای مسافر خسته و تازه از راه رسیده. "چشمانی دیگر" با این هدف ایجاد شده است که شاعران و نویسندگان ساکن ایران که در شرایط سختی از لحاظ چاپ و نشر و پخش به سر می برند برای رساندن حرف و یا شعر و یا داستان خود پنجره ای داشته باشند. در اینجا کسی برای شما حد و چهارچوب تعیین نمی کند. نه! محدودیت سنی نداریم و نه محدودیت عقیدتی و یا حتا مرزهای جغرافیایی. فقط خواندنی باشید. هنری باشید. همین.
لطفاً مطالب خود را به صورت تایپ شده و در فایل ورد بفرستید. فایل پی دی اف و فایل صوتی را نمی توانیم منعکس کنیم. لطفاً از ارسال کارهای تکراری و منتشر شده به اینجا خودداری فرمایید در صورت لزوم به شما لینک داده خواهد شد. با آرزوی موفقیت برای همه

پیوندهای روزانه
اگر ادبيات وجود نداشت
مصاحبه ای از زویا پیرزاد
ویژه میخاییل بولگاکف
پوشکین؛ بنیانگذار ادبیات نوین روسی
شوهر آهو خانم
عارف قزوینی و تصنیف های عاشقانه
نویسنده
«رابرت فراست» و راهی که پیموده نشد ...
لوح گور فالکنر
ملک الشعرا بهار و تصنیف سازی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
آرشیو موضوعی
خبر
داستان
شعر
نقد
طنز
پژوهش
ترجمه
مقاله
ادبیات معاصر فرانسه
گفت و گو
گزارش
نکته بینی
ویژه نامه های چشمان بیدار
معرفی کتاب
نمایشنامه
فراخوان
نشر الکترونیکی چشمان بیدار
خاطره
داونلود مقاله یا کتاب
پیوندها
تکذیب نامه
هرگز به سانسور و معناگذاری نوشته ام رضایت نداده ام
معناگذاری و سانسور در اینترنت
نشر دروغ
آیا سکوت خواهید کرد؟
نوشتن فارسی آسان و تقویم ایرانی
فارسی نویسی راحت و بدون غلط برای همه
ایران پروکسی
از "چشمان زنان" ایرانی
ویژه نامه های چشمان بیدار
نجات دشت پاسارگاد
وبلاگهای ایرانیان خارج از کشور
چشمان بیدار (وبلاگ شخصی)
چشمان بیدار (مجموعه آثار)
چشمان زنان
سایتهای مرجع برای پژوهش
کانون پژوهش های ایرانشناختی
میراث فرهنگی
بنیاد میراث پاسارگاد
دیوان شاعران پارسی گوی
کتابهای رایگان فارسی
آثار سخنسرایان پارسی گو
آریا ادیب
شیما کلباسی
مژگان کاهن
رضا حیرانی
در سایه روشن کلام
کتاب نمایش (چهره)
ناگفته های انقلاب پنجاه و هفت
مانیفست
بکتاش آبتین
علیرضا زرین
گسترش زبان فارسی
مانیها
بیژن باران
داونلود چند کتاب ادبی
خسرو ناقد
محمد قائد
شهرام رحیمیان
علی آرام
سمرقند
علی علیزاده
رامین مولایی (ادبیات اسپانیایی زبان)
اعظم کمالی
محمد جلالی چیمه (م. سحر)
وازنا
ایرانیکا
دیباچه
رضا سیدی پور
کارگاه داستان جغد
بازنگار
گویا
وب سایت مهناز
رجب محمدین
شهر بم
دیگران
یدالله رویایی
کتاب نوشت
آزادی بیان و اندیشه
گات های زرتشت
the days
دوره یازده جلدی تاریخ تمدن ویل دورانت
افسانه ها و اساطیر ایران
شعله ولپه
کتایون زندوکیلی
نادره افشاری
صحنه ها
علاء الدین
آرشیو کتاب های ممنوعه
سینمای آزاد بصیر نصیبی
آریانه یاوری
مهدی فتاپور
لاله ایرانی
پرویز صیاد
هادی خرسندی
نیلوفر بیضایی
محمود کویر
خزه
فرهنگ گفتگو
ره آورد
محمود کیانوش
علیرضا سیف الدینی
دوستان لوموند دیپلماتیک
آوای آزاد
فرهاد بابایی
محمدعلی شاکر
ژیلا حمیدی
شهرنوش پارسی پور
سایت سارا شعر
کتاب اولیس جویس
شهلا بهار دوست
مریم آموسا
شهروز رشید
ساقی قهرمان
کتاب "اعترافنامه ی دختران بد"
دوره ی کامل تاریخ طبری
اسماعیل خویی
سهراب سپهری
مهناز هدایتی
رضا کاظم زاده
علی باباچاهی
وبلاگ گروهی کتابداران ایران
وبلاگی برای پروین اعتصامی
وبلاگ عزت گوشه گیر
شیدا محمدی
سردار صالحی
آمنه فرخی
هادی خوجینیان (کودکی گم شده)
شاهدبازی در ادبیات ایران/سیروس شمیسا
روجا چمنکار
آرامش دوستدار
جشنواره شعر صلح
عزت گوشه گیر (وبلاگ)
محسن سراجی
ژاله سیفی
ترجمه با گوگل
کلاه استودیو
شریفه بنی هاشمی
ارکیده بهروزان
کتاب ویس و رامین
یادداشتهای یک قبضه خاک
پیاده رو
بی اجازه ها
محمود فلکی
نویسندگان و شاعران فرانسه
سهیل پارسا
وریا محمدی
بولنت کلیک
سیروس سیف
انجمن شاعران زنده
انجمن شاعران مطرود
آموزش زبان فرانسه
ناصر یوسفی
شیوا مقدم
نشریه فرهنگی مردم لرستان
علیرضا ذیحق
خیرالله فرخی
حمیدرضا حسینی (نمیرا)
صدرالدین زاهد
فانتزی آکادمی
صدیق تعریف
گروه تئاتر سکو
سپیده شاملو
داروگ
پیرایه یغمایی
مرجع تمام سایتهای تفریحی
مهناز حمیدی
شکوه میرزادگی
خلاف جریان (هنر انقلابی)
آنچه از زبان فرانسه آموختم
زاگرس استوری
بنفشه حجازی
جدیدآنلاین
علی ثاراللهی
Grande Bibliothèque Poétique
مطرود
لیلا صادقی
دریاباری
داونلود سه کتاب
کتاب "تئوری شعر" اسماعیل نوری علا
مینو نصرت
نفیس نیا
هیجار
گزارشگران بدون مرز
ناصر فکوهی
حامد رحمتی
روشنک استاد
مهتاب کرانشه
رضا سلطانی (دانشکده هنرها، دپارتمان تئاتر)
روجا چمنکار
مهدی مرعشی
پگاه احمدی
فیروزه
یک پزشک
بهاره خلیقی
محمود دولت آبادی
رضا بهارلو
امیر کوهستانی
جمشید گلمکانی
کاظم شهریاری
امیر آزاده دل
آزاده دواچی
ده دقیقه به نه
بوی کاغذ
نصور
مونا ظهوری
آزاده ملکی
لیدا قدسی
Sylvie Lasserre
علیشاه مولوی
امیرحسین تیکنی
ارغنون
دیوان شمس تبریزی
آزیتا قهرمان
زهرا علی اکبری
سرو
محمد مختاری
داونلود فرهنگ لغات به زبان های مختلف
خالد حسینی
کتابخانه دیجیتالی یونسکو
کتابخانه اینترنتی اروپا
آواز دسته جمعی ملاحان گمشده
لیلا نوری نائینی
بهرام بیضایی
محمدحسیم جدیدی نژاد
کتایون روحی
مهدی دانش
ترجمه با گوگل
قصیده گلمکانی
جستجوگر بینگ
جستجوگر کوپرنیک
ترجمه آنلاین
تبدیل فرمات به متن
پژمان الماسی نیا
بابک صحرانورد
آرش حجازی
گزارشگران
کتاب فارسی
شکوفه تقی
رضا مقصدی
اسد امرایی
کافه کوکائین
کتابخانه حقوق بشر
محمود مسعودی
مهستی محبی
پوشه
گل آقا
آذر نفیسی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


تجاوز در زندان


D'ILXCI À BAYAL, ETUDE COMPARATIVE DE DEUX OEUVRES DE SÂ'EDI



سفرنامه ها


طرح هایی برای کشو (مجموعه داستان)


تئاتری ها: مجموعه مقاله


ادبی ها: مجموعه مقاله


Poetry of Iranian Women, A Contemporary Anthology


وبلاگ جمهوری سکوت

جمهوری سکوت - متن کامل


رمان صبح نهان


روسپی و روسپیگری در شعر زنان


زنان در آئینه ی سینمای ایران


اعدام!!!سنگسار!!!


شالی به درازای جاده ی ابریشم


آسمان نادور است


شبان نیکو


Another Sea, Another Shore: Persian Stories of Migration
ALL RIGHTS RESERVED



ALL RIGHTS RESERVED



ALL RIGHTS RESERVED

Nedstat Basic - Free web site statistics
Personal homepage website counter
Free counter